فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٢٩
قصه اصحاب فيل
قصه اصحاب فيل
(سرگذشت هجوم سپاه ابرهه به خانه خدا در قرآن)
قصه اصحاب فيل در سوره فيل نقل شده است. خداوند در اين سوره مىفرمايد: «مگر نديدى پروردگارت با پيلداران چه کرد؟ ! آيا نيرنگشان را بر باد نداد؟ ! و بر سر آنها دستهدسته پرندگانى ابابيل فرستاد (که) بر آنها سنگهايى از گل (سخت) مىافکندند و (سرانجام خدا) آنان را مانند کاه جويده گردانيد».
راويان عرب واقعه فيل را چنين روايت کردهاند: ابومکسوم ابرهه از طرف نجاشى پادشاه حبشه با سردار حبشى ديگر به نام ارياط براى فتح يمن مأمور شد. پس از فتح يمن، ميان دو سردار حبشى اختلاف شد و اين اختلاف به قتل ارياط انجاميد و سرانجام ابرهه از طرف نجاشى بر يمن حاکم شد. او در «صنعا» کنيسهاى بسيار زيبا از مرمر بنا کرد و مردم را واداشت تا در آن حج به جا آورند. بيشتر مردم دعوت او را پذيرفتند؛ امّا مردى از بنىمالک بن کنانه شبانه آن کنيسه را ملوّث ساخت و ابرهه از اين واقعه خشمگين و مصمم شد کعبه را ويران کند تا عربها خانه مقدسى نداشته باشند و همه به کنيسه او رو آورند.
ابرهه پس از تهيه ساز و برگ و فيل از حبشه، راه مکه را پيش گرفت. اهل مکه همگى از ترس در مغارههاى کوه پنهان شدند؛ امّا پس از ورود سپاه ابرهه، ناگاه پرندگانى عجيب که در «نجد» و «تهامه» رؤيت آنها بىسابقه بود، از طرف دريا ظاهر شدند و هرکدام دو سنگ در منقار داشتند. عدهاى حجم سنگها را به اندازه عدس و نخود تعيين کردهاند. مرغان سنگهاى خود را فروريختند و همه آن قوم را هلاک کردند.
[١]خزائلي،محمد،١٢٩٢-١٣٥٣;اعلام القرآن;صفحه ١٥٦
[٢]قرشي بنابي ، علي اكبر ، ١٣٠٧ -;قاموس قرآن;جلد٥;صفحه ٢١٦
[٣]دراسات تاريخية من القرآن الكريم;جلد١;صفحه ٣٩١
[٤]خرمشاهي ، بهاء الدين ، ١٣٢٤ -;دانش نامه قرآن وقرآن پژوهى;جلد١;صفحه (٢٣٦-٢٣٧)