فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٤٦٠
عطف بر معني
عطف توهم
(عطف بر معني)
(عطف لفظ بر اعراب خيالى معطوفٌعليه)
«عطف توهم» يکى از اقسام عطف است؛ به طورى که اعراب معطوف، تابع اعراب خيالى معطوفعليه باشد؛ يعنى گوينده به گمان اين که مثلاً حرف جرّ بر معطوفعليه وارد شده است، معطوف را نيز جر مىدهد؛ مانند: «ليس زيد قائماً و لا ذاهبٍ» به جر «ذاهب» به گمان اين که بر سر خبر ليس (قائماً) حرف جرّ آمده است.
برخى وجود اين گونه عطف در قرآن را انکار کردهاند؛ ولى خليل و سيبوبه آيه ١٠ سوره منافقون را از مصاديق اين عطف شمردهاند:((لَوْلَا أَخَّرْتَنِى إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ ))گويا گفته شده است «اصّدّق و اکن»؛ يعنى گويا «ف» بر سر «اصّدّق» درنيامده است، که در اين صورت چون «اصدق» جواب شرط و مجزوم خواهد بود، «اکن» نيز به سبب عطف به آن، مجزوم شده است.
برخى اين گونه عطف را «عطف بر معنا» ناميده و به((فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَقَ يَعْقُوبَ))مثال آوردهاند (هود// ٧١) . در اين آيه «يعقوب» را به فتح خواندهاند؛ به گمان اين که «اسحاق» اول منصوب، و معناى آيه اين است: «و وهبنا له اسحاق و من وراء اسحاق يعقوب».
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٢;صفحه (٣٨٠-٣٨١)
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٤;صفحه ١١٠
[٣]تهانوي ، محمد اعلي بن علي ، - ١١٥٨؟ق.;كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم;جلد٣;صفحه ٢٧٩