فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٢٩٩٠
سوره ظهار
سوره مجادله ( سوره ٥٨ )
(سوره ظهار)
(پنجاه و هشتمين سوره قرآن)
در آيه اول اين سوره، سخن از مجادله و گفتوگوى پيامبر (ص) با زنى است که شوهرش او را «ظهار» کرده بود؛ به همين مناسبت، سوره را «مجادله» يا «ظهار» ناميدهاند. «ظهار» نوعى تحريم زن بود که در جاهليت رواج داشت.
اين سوره متعرض مطالب گوناگون از احكام و آداب و صفات است. قسمتى از آن مربوط به حكم ظهار است، قسمتى هم مربوط به نجوى و بيخ گوشى سخن گفتن است. قسمتى هم مربوط به آداب نشستن در مجلس. و قسمتى راجع به اوصاف كسانى است كه با خدا و رسولش مخالفت مىكنند، و يا با دشمنان دين دوستى مىورزند، و كسانى را كه از دوستى با آنان احتراز مىكنند معرفى نموده، به وعدهاى جميل در دنيا و آخرت دلخوش مىسازد.
ويژگيهاى سوره مجادله:
١. اين سوره ٢٢ آيه به عدد کوفى و بصرى و شامى، ٢١ آيه به عدد مکى و مدنى، ٤٧٣ يا ٤٧٥ کلمه و ١٧٩٢ يا ٢٠٤٦ حرف دارد.
٢. در ترتيب نزول، يکصد و پنجمين و در مصحف شريف پنجاه و هشتمين سوره است.
٣. پس از سوره منافقون و پيش از سوره حجرات و پيش از هجرت در مدينه نازل شد و هيچ آيه مکى ندارد.
٤. از نظر کميّت، از سورههاى مفصّل و از نوع طوال و اندکى کمتر از يک حزب قرآن است.
٥. گفته شده است يک آيه منسوخ دارد.
٦. تنها سورهاى است که در هر يک از آيات آن اسم خداوند آمده است.
محتواى سوره مجادله:
١. داستان گفتوگوى زنى با پيامبر (ص) درباره ظهار؛
٢. احکام فقهى ظهار و بيان کفّاره آن؛
٣. آداب معاشرت با مردم و رعايت حقوق ديگران در مجالس عمومي؛
٤. نهى از نجوا و حرفهاى زيرگوشى و حدود و شرايط آن؛
٥. مصاديق حزبالله و حزب شيطان؛
٦. صفات مؤمنان.
نيز ر.ک: اسامى سوره مجادله.
[١]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد١٩;صفحه ١٧٧
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد١;صفحه ١٩٥و(٤١-٤٣)
[٣]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه (٢٥٤-١٥٤)و١٩٤
[٤]جمعي از محققان;علوم القرآن عندالمفسرين;جلد١;صفحه ٣١٧
[٥]راميار ، محمود ، ١٣٠١ - ١٣٦٣;تاريخ قرآن;صفحه ٥٨٧
[٦]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد٢٣;صفحه ٤٠١
[٧]هاشم زاده هريسي ، هاشم ، ١٣١٧ -;شناخت سوره هاى قرآن;صفحه ٤١٩
[٨]فيروز آبادي ، محمد بن يعقوب ، ٧٢٩ - ٨١٧ق;بصائرذوى التمييزفى لطائف الكتاب العزيز;جلد١;صفحه ٤٥٦