فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٢٩
آيات استواء
آيات صفت استواء
(آيات استواء)
(آيات بيانگر استيلاى خدا بر تدبير جهان)
استوا به معناى برابرى است و اگر با عَلَى متعدى شود، به معناى استقرار و برقرار شدن است، مثال:
١. (وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ) ؛ و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت (هود//٤٤) .
٢. (فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ) ؛ و چون تو با آنان كه همراه تواند بر كشتى نشستى بگو ستايش خدايى را كه ما را از [چنگ] گروه ظالمان رهانيد (مؤمنون//٢٨) .
و اگر با الى متعدى شود، معناى توجه و قصد و روکردن مىدهد. مثال:
٣. (ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ…) ؛ سپس به [آفرينش] آسمان پرداخت و هفت آسمان را استوار كرد... (بقره//٢٩) .
٤.((ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ...) ؛ )سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد و آن بخارى بود... (فصلت//١١) .
واژه سوى با مشتقات آن در قرآن فراوان به کار رفته است؛ ولى در مواردى استوا به خداوند سبحان نسبت داده شده است که به آنها آيات صفت استوا مىگويند که عبارتند از: آيه ٥٤ سوره اعراف:(()… ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ…) ؛ سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت. و نيز همين تعبير در آيات ٣ سوره يونس، ٥٩ سوره فرقان، ٤ سوره سجده، ٢ سوره رعد و ٤ سوره حديد آمده است. در آيه ٥ سوره طه آمده است:((الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى) ؛ )خداى رحمان كه بر عرش استيلا يافته است .
اين صفت مانند تعدادى ديگر از صفاتى که در قرآن و روايات براى خداوند بکار رفته است (مثل صفت فوقيت، وجه، يَد، غضب، حُبّ، بغض، مکر و…) مورد بحث ميان مفسران و دانشمندان علوم قرآنى واقع شده است. غالباً آياتى را که اين قبيل اوصاف را براى خداوند اثبات کرده است آيات متشابه دانستهاند و بر اساس مبنايى که در باب آيات متشابه اتخاذ کردهاند درباره تفسير اين آيات نظر دادهاند. گروهى از ظاهرگرايان همانند کراميه و مجسمه با توجه به ظواهر اين آيات و با استناد به کاربرد لفظ استوا در محاورات عربي، بر اين پندارند که خداوند سبحان جسم است و بر تخت خود - عرش - قرار مىگيرد! ديگران ضمن ردّ قول مجسّمه که مستلزم تشبيه و جسميت خداوند مىباشد، مىگويند در همه اين موارد؛ استوا با على متعدى شده، و به معناى استقرار است؛ ولى منظور استقرار ظاهرى و جسمانى نيست؛ بلکه کنايه از تدبير و اداره امور عالم است.
نيز ر.ک: آيات عرش و کرسى.
[١]راغب اصفهاني ، حسين بن محمد ، - ٥٠٢ق;المفردات فى غريب القرآن;صفحه ٢٥٧
[٢]قرشي بنابي ، علي اكبر ، ١٣٠٧ -;قاموس قرآن;جلد٣;صفحه (٣٥٨-٣٥٩)
[٣]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٢;صفحه (٨٠-٨٢)
[٤]سبحاني ، جعفر ، ١٣٠٨ -;منشور جاويد قرآن;صفحه (٣٥٦-٣٥٧)
[٥]مصطفوي ، حسن،١٢٩٤-١٣٨٤.;التحقيق فى كلمات القرآن;جلد٥;صفحه (٣٢٤-٣٢٦)
[٦]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه (١٦-١٨)و١٤
[٧]معرفت ، محمد هادي ، ١٣٠٩ -١٣٨٥.;التمهيد فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ١٠٨