فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٢٧٥٧
سوره اعراف
سوره اعراف
(هفتمين سوره قرآن)
«أعراف» به جايگاه مرتفع و بلندى گفته مىشود که انسان از آنجا به اطراف خود اشراف و تسلط کامل داشته باشد.
«اعراف» در اين سوره به منطقه وسيع و مرتفعى ميان بهشت و جهنم اشاره دارد که جاى انتظار انسانهاى باايمانى است که اعمالشان کاستى دارد و از آنجا با جهنميان و بهشتيان گفتوگو مىکنند.
نامگذارى سوره به «اعراف» به دليل وجود واژه «اعراف» و بيان داستان اصحاب اعراف در اين سوره است. به آن، سوره «ميثاق» و «ميقات» نيز گفتهاند.
اين سوره مشتمل است بر مجموع مطالبى كه سورههاى ابتدا شده به حروف مقطعه الم و ص مشتمل بر آن است. اين سوره
اشاره به عهدى دارد که گويا خداوند از آدميان گرفته كه او را بپرستند و چيزى را شريك او قرار ندهند؛ و آن را مبناى كلام قرار داده، و آن گاه از سير تاريخى اين عهد بر حسب مسير انسانيت در امم و قرون گذشته بحث مىكند.
چون اكثر امم گذشته اين عهد را شكسته و آن را از ياد بردند، و در نتيجه وقتى پيامبرى در بين آنان مبعوث مىشده و آيات و معجزاتى مىآورده كه آنان را به ياد عهد خود بيندازد، تكذيب مىكردند و جز عده كمى به وسيله آن آيات متذكر نمىشدند.
آرى، عهد الهى كه در حقيقت اجمالى است از تفصيل دعوتهاى دينى الهى؛ در طبيعت انسانهاى مختلف از جهت اختلافى كه در استعداد قبول و رد آن دارند، و همچنين از جهت اختلاف اماكن و اوضاع و احوال و شرايطى كه به نفوس آنان احاطه دارد، مختلف مىشود.
در بعضى از نفوس پاك كه بر اصل فطرت باقى ماندهاند، هدايت به سوى ايمان به خدا و آيات او را نتيجه مىدهد، و در بعضى ديگر كه هميشه اكثريت را تشكيل مىدهند و مردمى پست و مستغرق در شهوات دنيايند خلاف آن را، كه همان كفر و طغيان و سرپيچى است، نتيجه مىدهد، و همين موضوع باعث مىشود كه مؤمنان مورد الطاف خاص الهى قرار گرفته، و در دنيا موفقيت و نصرت و فتح، و در آخرت نجات از آتش و بهرهمندى از بهشت و لذايذ گوناگون آن نصيبشان گردد، و در مقابل، كفار مورد غضب و لعنت خدا قرار گرفته به عذابهاى ناگهانى كه همگى را هلاك ساخته و نسلشان را قطع مىكند، دچار مىشوند.
اين است آن سنتى كه خداوند آن را در بين بندگان خود اجراء كرده، و از اين پس نيز اجراء مىكند. شرح جزئيات همين سنت براى مردمى كه ايمان به خدا ندارند، انذار است؛ چون غرض از شرح آن واداشتن آنان به ايمان به خدا و آيات او است. و همين شرح و بيان، نسبت به مردم با ايمان يعنى آنان كه به طور اجمال علم به پروردگار خود و به مقام ربوبى او دارند، تذكر و يادآورى آيات خدا و تعليم معارف دينى او، و معرفت به خدا و اسماى حسنى و صفات علياى او، و نيز شناسايى سنت جارى پروردگار در دنيا و آخرت است.
از آيه شريفه لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ هم اين معنا استفاده مىشود، و از آن به خوبى بر مىآيد كه غرض اديان همين دو معنا است: انذار غير مؤمنين، و يادآورى مؤمنين.
بر اين اساس مىتوان گفت: اين سوره بنا بر اين كه همه آن در مكه نازل شده باشد و از اختلافى كه مفسرين در باره چند آيه آن دارند، صرفنظر شود؛ روى سخن در آن با مشركين مكه و تعداد اندكى كه به رسول اللَّه (ص) ايمان آورده بودند، خواهد بود؛ و از خود آيات آن نيز اين معنا ظاهر مىشود، براى اينكه غالبا در اول يا آخر آيات آن، عموم مردم را انذار نموده، و اقامه حجت و موعظه كرده، و يا با ذكر داستان آدم و ابليس و داستانهاى نوح، هود، صالح، لوط، شعيب و موسى (ع) وسيله عبرتشان را فراهم ساخته است.
و اين بيان در عين اين كه براى اكثريت مردم انذار است، براى مؤمنين يادآورى و تذكر است، چون همين بيانات آنان را به ياد تفاصيل و جزئياتى از معارف مربوط به مبدء و معاد و آيات الهى مىاندازد كه اجمال ايمان خود آنان مشتمل بر آن است.
اين سوره متضمن مقدار قابل ملاحظهاى از معارف الهى است، از آن جمله وصف ابليس و لشكرش، وصف قيامت و ميزان، اعراف و عالم ذر و ميثاق، و وصف مردم با ايمانى كه هميشه به ياد خدايند. و نيز از آن جمله ذكر عرش و تجلى پروردگار و اسماى حسناى او و بيان اين حقيقت كه براى قرآن تاويلى است. و نيز متضمن کلياتي است از واجبات و محرمات مانند: قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ و آيه إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ و آيه قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ.
و از همين جا مىتوان استفاده كرد كه نزول سوره اعراف قبل از نزول سوره انعام بوده، زيرا در سوره انعام آيه قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ... وجود دارد كه از آن بر مىآيد حكم به اباحه ما سواى آنچه كه از محرمات استثنا شده قبلا نازل شده بوده، و آيه مزبور به آيات اين سوره اشاره مىكند.
از ظهور اين آيه هم كه صرفنظر شود، احكام و شرايعى كه در اين سوره ذكر شده اجمالىتر از آن احكامى است كه در سوره انعام در آيه قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ و آيات بعدش ذكر گرديده. و اين خود دليل روشنى است بر اينكه سوره اعراف قبل از سوره انعام نازل شده است، چون همه مىدانند كه طريقه تشريع احكام در دين اسلام اين بوده كه نخست احكام به طور سربسته و مجمل ذكر شده و سپس بتدريج توضيح بيشترى پيرامون آن داده مىشد، در آخر، پرده از روى همه جزئيات آن برداشته مىشده است.
ويژگيهاى سوره اعراف:
١. اين سوره ٢٠٦ آيه به عدد کوفى و حجازي، ٢٠٥ آيه به عدد بصرى و شامي، ٣٣٢٥ يا ٣٣٤٦ کلمه و ١٤٣١٠ يا ١٤٤٣٧ حرف دارد.
٢. در ترتيب نزول، سى و نهمين سوره قرآن و در مصحف شريف، هفتمين سوره است.
٣. آيات آن به جز آيات ١٦٣ تا١٧٠، مکّى است.
٤. پس از سوره ص و پيش از سوره جن نازل شده است.
٥. در ترتيب مصحف شريف، هفتمين سوره بهشمار مىآيد.
٦. بزرگترين سوره مکى و از سُوَر سبعطوال است.
٧. يک آيه منسوخ در آن وجود دارد.
محتوا و مباحث اساسى سوره اعراف:
١. شرح داستان عبرتانگيز حضرت آدم با ابليس، داستان موسى و شعيب و داستان نوح و صالح؛
٢. اصول اساسى دعوت پيامبر (ص) از قبيل: توحيد، عبادت و…؛
٣. قرآنشناسي؛
٤. داستان اعراف؛
٥. آداب حضور در مساجد و مجامع مذهبي.
[١]فيروز آبادي ، محمد بن يعقوب ، ٧٢٩ - ٨١٧ق;بصائرذوى التمييزفى لطائف الكتاب العزيز;جلد١;صفحه ٢٠٣
[٢]سخاوي ، علي بن محمد ، ٥٥٨-٦٤٣ق.;جمال القراء و كمال الاقراء;جلد١;صفحه ٤٣٩
[٣]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد١;صفحه ٥٧و٤٢
[٤]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه ١٩٣
[٥]راميار ، محمود ، ١٣٠١ - ١٣٦٣;تاريخ قرآن;صفحه ٥٨٣
[٦]جمعي از محققان;علوم القرآن عندالمفسرين;جلد١;صفحه ٣١٥
[٧]حجتي ، محمد باقر ، ١٣١١ -;پژوهشى درتاريخ قرآن كريم;صفحه ١٤١
[٨]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد٦;صفحه ٧٤
[٩]هاشم زاده هريسي ، هاشم ، ١٣١٧ -;شناخت سوره هاى قرآن;صفحه ١٧٠
[١٠]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد٨;صفحه ٥