فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٢٤٢٩
زيادت الف
زيادت الف
(از موارد اختلاف رسم الخط مصاحف عثماني با رسم الخط متداول)
اعراب مردمانى باديهنشين و دور از فرهنگ و همواره در حال کوچ و حرکت بودند و خط و کتابت بين آنها رواج نداشت. تنها اندک زمانى پيش از اسلام در پى سفرهاى تجارى به شام و عراق، خط و کتابت را از اقوام مجاور خود فراگرفتند. از مشخصات رسمالخط دوره صدر اسلام، نداشتن نقطه، اعراب، تشديد و… است.
اصل در نوشتن، ضبط کلمه چنان است که گفته ميشود و صورت مکتوب کلمه بايد بدون کاستي و يا افزايشي و هيچگونه تغيير و تبديلي حاکي و مبيّن صورت ملفوظ آن باشد. اما در مصاحف عثماني اين اصل رعايت نشده و حروف زيادي در آن يافته ميشود که مخالف آن طرزي است که تلفظ ميگردد.
اختلاف اين رسمالخط با رسم الخط متداول، در قالب شش قاعده بيان شده است که عبارتند از: زيادت؛ حذف؛ تبديل؛ اتصال؛ انفصال؛ نوشتن کلماتى با دو قرائت به يک شکل.
زيادت، در رسم الخط عثماني، داراي اقسامي است:
١. زيادت الف: گاهي در اول کلمه، الف اضافه ميشد، مثل «الف» در «لَاَاذبَحَنّه» (به جاى لَأذبَحَنّه) ؛ و گاهي در آخر کلمه، مثل: «يرجوا» و «يدعوا»؛ و گاهي نيز در وسط کلمه، مثل زيادت الف در وسط کلمه «جِائَ» در آيه:((وَجِائَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ))(فجر// ٢٣) ، و کلمه «لِشَائٍ» در((وَلَا تَقُولَنَّ لِشَائٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا))(کهف// ٢٣) ؛ و کلمه «مائة».
٢. زيادت واو: مثل زيادت واو در کلمه «سَأُورِيكُمْ» در آيه:((سَأُورِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ))(اعراف// ١٤٥) ؛ و آيه:((سَأُورِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ))(انبياء// ٣٧) ، و مثل: «أولي»، «أولوا»، «أولات»، «أولئک»، «أولئکم».
٣. زيادت ياء: اين کلمه نيز در کلمات متعددي اضافه شده است، مثل:((أَفَائِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ))(آل عمران// ١٤٤) ؛((وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَائِ الْمُرْسَلِينَ))(انعام// ٣٤) ؛((مِن تِلْقَائِ نَفْسِي))(يونس// ١٥) ؛ (وَإِيتَائِ ذِي الْقُرْبَى)((نحل// ٩٠) ؛)(وَمِنْ آنَائِ اللَّيْلِ) (طه// ١٣٠) ؛ (أَفَإِين مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ) (انبياء// ٣٤) ؛((مِن وَرَائِ حِجَابٍ))(شوري// ٥١) ؛ (وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْيدٍ) (ذاريات// ٤٧) ؛((بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ))(قلم// ٦) .
نيز ر.ک: قواعد رسم قرآن.
[١]ابن ابي داود، عبد الله بن سليمان ، ٢٣٠ - ٣١٦ق.;كتاب المصاحف;صفحه (١٠٣-١١٧)
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه (٣٨١-٣٨٨)
[٣]راميار ، محمود ، ١٣٠١ - ١٣٦٣;تاريخ قرآن;صفحه (٥١٩-٥٢٦)