فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٢٣٣
آيه ٠٣٣ احزاب
آيه تطهير
(آيه ٠٣٣ احزاب)
(آيه ٣٣ سوره احزاب، در باره پاک بودن اهلبيت پيامبر (ص) از هر نوع پليدى)
به آيه ٣٣ سوره احزاب آيه تطهير مىگويند:(()… إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا) ؛ خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.
تطهير در لغت، به معناى پاک کردن، و در اين آيه به معناى پاکگردانيدن از پليدى شرک و گناه است.
تعبير به إِنَّمَا که معمولاً براى حصر مىآيد، دليل بر اين است که اين موهبت ويژه خاندان پيامبر (ص) است.
جمله يريد اشاره به اراده تکوينى است، وگرنه، اراده تشريعى خداوند به لزوم پاکى، به خاندان پيامبر (ص) اختصاص ندارد، و همه مردم بدون استثنا به حکم شرع، موظفند از هرگونه گناه و پليدى پاک باشند.
واژه رجس به معناى چيز ناپاک است؛ خواه ناپاک از نظر طبع آدمى باشد يا به حکم عقل يا شرع و يا همه اينها.
مقصود از اهلبيت در اين آيه، به اجماع علماى شيعه و اکثر علماى اهلسنّت، پيامبر (ص) ، على بن ابيطالب (ع) ، فاطمه (س) ، حسن (ع) و حسين (ع) است.
طبرى در اين باره مىنويسد: مراد خداوند، خاندان محمد (ص) است. و از رسولالله (ص) روايت شده است که فرمود: اين آيه درباره پنج تن نازل شده است: من، على، حسن، حسين و فاطمه.
اقوال ديگرى نيز مطرح شده است؛ مانند اين كه مقصود، خويشاوندان پيامبر (ص) مانند آل على (ع) ، آل عقيل و آل جعفر است؛ و يا اين که مقصود، زنان پيامبر (ص) است.
در جواب اين قول گفتهاند: اگر مراد از اهلبيت، زنان پيامبر (ص) بود، بايد عنکنّ و يطهرکنّ بهکار مىبرد؛ و حال آن که يطهرکم آمده است که به مردان اطلاق مىشود و رسولخدا (ص) ، على (ع) ، حسن (ع) و حسين (ع) جزو آنان بودهاند. در اين باره احاديث بىشمارى از صحابه و تابعين در کتابهاى اهلسنت وجود دارد؛ مانند: جامعالبيان، ج ٥ ص ٧ - ٢٢، الجامع لاحکام القرآن، ج١٤، ص١٨٢، تفسير ابنکثير، ج٣، ص٤٩٢، بحرالمحيط، ج ٧، ص ٢٢٨، مسند احمدبن حنبل، ج ٤، ص ١٠٧ و ج٦ ص٢٩٢و ٢٩٨ و مجمعالبيان، ج ٥ ص ١٣٨ - ١٣٩.
[١]منصور ، عبدالحميد يوسف;نيل الخيرات فى القراءات العشرة;جلد١٦;صفحه ٣٠٩
[٢]سبحاني ، جعفر ، ١٣٠٨ -;الايمان والكفرفى الكتاب والسنة;جلد١;صفحه ٢٤٧
[٣]حجتي ، محمد باقر ، ١٣١١ -;پژوهشى درتاريخ قرآن كريم;صفحه (٦٩-٧٠)
[٤]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد١٧;صفحه ٢٩٢
[٥]فخر رازي ، محمد بن عمر ، ٥٤٤ - ٦٠٦ق.;التفسيرالكبير;جلد٢٥;صفحه ٢٠٩