فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٢١٣٧
حسن نسق
حسن نسق
(رعايت بلاغت و انسجام بين جملات متوالى ِموجود در کلام)
«نََسَق» يعنى نظم و ترتيب، و «حسن نسق» از انواع اسلوب بديعى قرآن است. خداوند متعالى کلمات را پىدرپى با انسجامى سالم و مستحسن، نه معيوب و مستهجن مىآورد؛ بهصورتى که اگر هر جمله جدا نقل شود، استقلال و معناى آن حفظ مىشود و در چنين حالتى به مقتضاى بلاغت، جملات با «واو» نسق به هم عطف مىشوند؛ مانند:(( وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِى مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِى وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ) ؛ «و گفته شداى زمين آب خود را فرو بر واى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار» (هود// ٤٤) . )
خداوند سبحان سخن را با مهمترين مطلب آغاز کرده است؛ زيرا مقصود، رهايى اهل کشتى نوح است و اين مقصود جز با برطرف شدن آب از سطح زمين و فرونشستن طوفان حاصل نمىشود؛ لذا از زمين آغاز کرد و به آن دستور داد آب را ببلعد و چون زمين هرچه هم آب را ببلعد بدون آن که آسمان از ريزش باز ايستد، خشکى پديد نمىآيد، به آسمان دستور داد از بارش خوددارى کند و سپس فرمود:((وَقُضِيَ الأَمْرُ) ؛ يعنى کسانى که هلاکتشان از قلم تقدير گذشته است نابود شدند و کسانى که نجاتشان مقدر شده بود رهايى يافتند. و لفظ « استوا» بر عدم انحراف و اعوجاج، و جمله آخر بر اين دلالت دارد که هر کس از ميان رفته است سزاوار نابودى بود، و هيچکس به ناحق کشته نشده است. )
پيوستگى و ايجاز و زيبايى کلام الهى چنان بود که کلمات مشهور عرب را که به کعبه آويخته شده بود به پايين آورد. هرگاه کسى کلام فصيح و بليغى مىگفت که ديگران از آوردن مانندش ناتوان بودند، اهل مکه آن را بر لوحى مىنوشتند و بر کعبه مىآويختند و به آن سخن افتخار مىکردند و ميان آنان شهرت مىيافت. چون آيه مبارکه((يَا أَرْضُ ابْلَعِي)… )(نازل شد و آن را شنيدند، بزرگى شأن و شکوه بلاغت و حسن نسق قرآن بر ايشان ظاهر شد و از بيم رسوايى، شبانه گفتههاى خود را از دور کعبه برداشتند و بردند.)
[١]علوي مقدم ، محمد ، ١٣١١ -;درقلمروبلاغت;صفحه ٧٢١
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٣١٦
[٣]خرمشاهي ، بهاء الدين ، ١٣٢٤ -;دانش نامه قرآن وقرآن پژوهى;جلد١;صفحه ٩٣٦