فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١٦٧٢
تعليل
تعليل
(علت آوردن براى يک مطلب؛ از اقسام اطناب به زيادت)
تعليل از اقسام اطناب به زيادت و اسلوب بديعى و بلاغى است. در اين روش، براى صفت يا مطلبى که در سخن آوردهاند علتى ذکر ميکنند که با آن مطلب مناسبت دارد و باعث تثبيت و تقرير بيشتر در نفس ميشود؛ زيرا نفس، احکام علتدار را بيشتر ميپذيرد.
بيشتر تعليلهاى قرآن، جواب از سؤال مقدرى است که جمله قبلى آن را اقتضا ميکند.
آياتى که تعليل در آنها به کار رفته، در قرآن فراوان است که براى رعايت اختصار به چند نمونه اشاره ميشود:
١. (وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِى إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ) ؛ و من نفس خود را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس قطعا به بدى امر مىكند. (يوسف// ٥٣) ؛
٢. (وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ) ؛ و از آسمان بارانى بر شما فرو ريزانيد تا شما را با آن پاك گرداند (انفال// ١١) ؛
٣. (مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنكُمْ) ؛ نچه خدا از [دارايى] ساكنان آن قريهها عايد پيامبرش گردانيد از آن خدا و از آن پيامبر [او] و متعلق به خويشاوندان نزديك [وى] و يتيمان و بينوايان و درراهماندگان است تا ميان توانگران شما دست به دست نگردد (حشر// ٧) .
حروف تعليل عبارتند از: لام؛ إنّ؛ أنّ؛ اذ؛ باء؛ کي؛ مِن؛ لعلّ.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه ٩١
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه (٢٨٤-٥٤٤)و٢٥٥
[٣]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٦٢٨
[٤]علوي مقدم ، محمد ، ١٣١١ -;درقلمروبلاغت;صفحه ٧١٩