فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١٥٧١
ترصيع
سجع مرصع
(ترصيع)
(اتفاق فواصل در وزن و قافيه، و مقابله هر کلمه با قرينه آن در وزن و قافيه)
در علم بديع، براي سجع- و همچنين فواصل- اقسامي برشمردهاند. يکي از اين اقسام، سجع مرصع است. در سجع مرصع، دو فاصله به لحاظ وزن و قافيه همسان، و هر کلمهاي در وزن و قافيه، مقابل قرينه خود است. مثال در زبان فارسي:
«شام رفته و بام خفته، سال از عد بيرون و مال از حد افزون، همه را تلف کرده و اسف برده».
اي منور به تو نجوم جلال { وي مقرر به تو رسوم کمال
بوستاني است صدر تو، زنعيم { آسماني است قدر تو، زجلال()
در کرامت ترا نبوده نظير { در شهامت ترا نبوده همال
تيره پيش فضايل تو نجوم { خيره پيش شمايل تو شمال
شرک را از تو منهدم ارکان { ملک را از تو منتظم احوال
زرکشي معتقد است سجع مرصع در قرآن وجود ندارد، اما عدهاي، آيات زير را مثال آوردهاند:
١.((إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ)ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ) ؛ «در حقيقت بازگشت آنان به سوى ماست، آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست» (غاشيه//٢٥-٢٦) .
٢.((إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ)وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ) ؛ «قطعا نيكان به بهشت اندرند، و بىشك بدكاران در دوزخند» (انفطار//١٣-١٤) .
گاهي صنعت ترصيع و تجنيس (جناس) با همديگر در يک کلام جمع ميشود، مثال:
١.((مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ)وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ)((قلم//٢-٣) . )
٢.((وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ)وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ)((عاديات//٧-٨) . )
٣.((وَالطُّورِ)وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ)((طور//١-٢) . )
٤. (وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا(فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا))(نازعات//٣-٤) .
نيز ر.ک: سجع متماثل.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه ٧٧
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٣٥٦
[٣]باقلاني ، محمد بن طيب ، ٣٣٨ - ٤٠٣ق.;اعجازالقرآن;صفحه ٩٦