فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١٣٣٨
تاخير
تقديم و تاخير
(تاخير)
(جابهجا کردن يک لفظ از جايگاه طبيعى آن در کلام، از اسلوب بلاغى قرآن و از اسباب اجمال)
تقديم و تأخير از اسلوبهاى معانى قرآن، و يکى از اسباب اجمال است. در قرآنکريم برخى الفاظ، مقدم يا مؤخر از جايگاه خويش در آيات آورده شدهاند. اين کار علاوه بر اين که اصولى و کاملاً نظاممند است و بر اعجاز بيانى قرآنکريم دلالت دارد، بر زيبايى اسلوب و شيوايى تعبير و حسن سبک نيز ميافزايد.
درباره جواز تقديم و تأخير ميان علما اختلاف است.
در مقدم و مؤخر قرآن به دو وضعيت برميخوريم:
١. به حسب ظاهر، معناى آيه مشکل است؛ اما وقتى دانستيم که از قبيل تقديم و تأخير است، معناى آن روشن ميشود؛ مانند:((الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا)قَيِّمًا…)((کهف// ١ ـ ٢) که در تقدير چنين است: انزل على عبده الکتاب قيماً ولم يجعل له عوجاً. نمونههاى ديگرى از تقديم و تأخير که سبب اجمال آيه شده است به اين شرح است: آيه:)(يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا)((اعراف//١٨٧) که در تقدير: «يَسْأَلُونَكَ عَنْهَا كَأَنَّكَ حَفِيٌّ» است، و آيه:)(وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى)((طه//١٢٩) که در تقدير: «وَلَوْ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ وَأَجَلٌ مُسَمًّى لَكَانَ لِزَامًا» است، و آيه:)(حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ)((ممتحنه//٤) که استثناى از صدر آيه، يعني:)(قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِى إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ)(است. )
٢. تقديم و تأخير باعث ابهام در فهم معنا نشده است. در اين صورت، سخن از علّت تقديم و تأخير است که فوايد مختلفى براى آن برشمردهاند؛ مانند: تبرک، تشريف، تعظيم، مناسبت، ترغيب و برانگيختن و….
نيز ر.ک: اسباب تقديم و تأخير.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه ٢٣٣
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه (٣٨-٤٧)
[٣]كمالي دزفولي ، علي ، ١٢٩٢ -;قرآن ثقل اكبر;صفحه (٣٢٤-٣٢٩)