فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١٠٠٢
اطناب
اطناب
(اداى مقصود به بيشتر از الفاظ متعارف، به اقتضاى مقام)
دو قسم اصلى علم بلاغت، «ايجاز» و «اطناب» است؛ به طورى که برخى گفتهاند بلاغت چيزى جز ايجاز و اطناب نيست. اطناب در کلام، مقابل ايجاز در کلام است.
ايجاز يعنى اداى مقصود به کمتر از عبارت متعارف ومعمول، واطناب به معناى اداى مقصود به بيشتر ازعبارت متعارف و معمول به اقتضاى مقام است. برخى گفتهاند ايجاز، تعبير از مقصود به لفظ غيرزائد بر ميزان متعارف است؛ درحالىکه در اطناب از الفاظ زائد بر مقدار متعارف استفاده مىشود. لازمه بيان اخير، نبودن واسطه ميان ايجاز و اطناب است؛ درحالىکه در تعريف نخست، ميان ايجاز و اطناب واسطهاى به نام «مساوات» تصور ميشود؛ يعنى اداى مقصود به الفاظ متعارف؛ نه بيشتر و نه کمتر.
برخى معتقدند اطناب و اسهاب يک معنا دارند. در مقابل، عدهاى اطناب را اخص از اسهاب دانستهاند؛ به اين معنا که اسهاب را تطويل در کلام دانستهاند، اعم از اينکه اين تطويل فايدهاى داشته باشد يا نه؛ ولي تطويل دراطناب، همراه فايده است.
اطناب بر دو قسم است: ١. اطناب به بسط؛ ٢. اطناب به زيادت.
توضيح هر يک در مدخل مربوط آمده است.
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه (١٧٩-١٨١)
[٢]دهخدا ، علي اكبر ، ١٢٥٩ - ١٣٣٤;لغت نامه دهخدا;جلد٢;صفحه ٢٤٦٢
[٣]سجادي ، جعفر ، ١٣٠٣ -;فرهنگ معارف اسلامى;جلد١;صفحه ٢٣٣