فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٥٤ - عِدّه
عدّه
عُدّه: آنچه از مال، سلاح و مانند آن براى حوادث و پيشامدها فراهم مىشود.
معناى ياد شده، معناى لغوى عُدّه است؛[١] ليكن كاربرد غالب آن عرصه نظامى و دفاعى است. خداوند در قرآن كريم مسلمانان را به تجهيز نيرو و فراهم كردن آنچه كه موجب توانمندى و تقويت سپاه اسلام بر دشمنان مىشود، فرمان داده است.[٢]
از آن در باب جهاد و نيز سبق و رمايه سخن گفتهاند.
از وظايف رهبر و پيشواى مسلمانان، فراهم كردن عِدّه و عُدّه لازم، همچون جذب نيرو و آموزش دادن آنان و نيز تهيه سلاح و تجهيزات، به منظور بالابردن قدرت و تقويت سپاهيان اسلام است.[٣] ترغيب به مسابقه سواركارى(سبق) و تيراندازى(رمايه) در شرع مقدس در همين راستا؛ يعنى بالا بردن روحيه جهادى در ميان مسلمانان و تقويت جبهه حق براى پاسدارى از اسلام و چيره شدن بر دشمنان دين است.[٤]
[١]لسان العرب، واژه «عدد»
[٢] انفال/ ٦٠
[٣] دراسات فى ولاية الفقيه ٢/ ٧٦٦ ؛ تقرير بحث (بروجردى) ٢/ ٢٥٣
[٤] كلمة التقوى ٥/ ٣٦٢ ، ٣٧٣ و ٣٧٩ .
عدّه وفات عِدّه
عذاب
عذاب: شكنجه و مجازات.
از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت، صلات، لعان و حدود سخن گفتهاند.
طهارت: تلاوت قرآن كريم، بويژه سورههاى يس و صافات نزد محتضر براى تبرك و دفع سختى جان كندن و عذاب از او مستحب است.[١]
صلات: به تصريح برخى، نماز گزاردن در سرزمينهايى كه مردمانى در آن به خسف و مانند آن كيفر ديدهاند مكروه است.[٢]
پناه بردن به خداوند از عذاب هنگام تلاوت آيه عذاب مستحب است.[٣]
لعان: بر قاضى مستحب است پيش از اجراى لعان هر يك از مرد و زن را از عذاب آخرت بيم دهد[٤]( لعان).