فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٧ - عِجان
عجن در نماز كراهت دارد؛ بلكه مستحب است هنگام بلند شدن براى قيام، دستها را در حالت باز بر زمين بگذارد.[١]
[١]الحدائق الناضرة ٨/ ٣٠٩ ؛ جواهر الكلام ١٠/ ١٨٩ .
عجوه
عَجوَه: از مرغوب ترين خرماهاى مدينه.[١]
بنابر آنچه در برخى روايات آمده، عجوه اصل و مادر تمامى خرماها است كه خداوند آن را از بهشت براى حضرت آدم عليه السّلام فرو فرستاده است وديگر خرماها از آن گرفته شدهاند.[٢] از آن به مناسبت در باب اطعمه و اشربه نام بردهاند.
خوردن هفت دانه عجوه ناشتا و نيز قبل از خوابيدن مستحب است.[٣] بنابر آنچه در روايات آمده، خوردن آن ناشتا موجب دفع سمهاى بدن و هنگام خواب موجب از بين رفتن كرمهاى معده مىشود.[٤]
( خرما)
[١]مرآة العقول ٤/ ٣١١ و ٢٢/ ١٨٦
[٢] وسائل الشيعة ٢٥/ ١٣٩ ـ ١٤٠
[٣] جواهر الكلام ٣٦/ ٤٨٧ ؛ وسائل الشيعة ٢٥/ ١٤٤
[٤] وسائل الشيعة ٢٥/ ١٤١ و ١٤٤ ـ ١٤٥ .
عدالت
عدالت: كيفيتى نفسانى كه باعث ترك گناه مىگردد/ رعايت برابرى بين دو يا چند نفر.
عدل، ضد جور در لغت به معناى رعايت برابرى ميان دو چيز است.[١] نيز به انسانى كه گفتار و حكم او پسنديده باشد، عَدل ـ به معناى عادل ـ گويند. همچنين در عربى به ديوار صاف و راست «جدارٌ عَدل» گفته مىشود؛[٢] چنان كه عدل از نامهاى خداى تعالى است؛[٣] زيرا به حق حكم مىكند و در حكمش جور و ستمى وجود ندارد و در روايتى، عدل از لشكريان عقل، و جور از سپاهيان جهل شمرده شده است.[٤] بنابر اين، عدالت صفتى نيكو و پسنديده است.
عدالت در كلمات فقها گاه به معناى لغوى آمده است؛ چنان كه در مسئله عدالت مرد ميان همسران متعدد به اين معنا به كار رفته است؛ ليكن در مواردى شرط جواز تصدّى برخى مناصب قرار گرفته است؛ به گونهاى كه فرد بدون آن، شايستگى تصدّى آن مناصب را ندارد.