فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢١٩ - طواف
ليكن برخى گفتهاند: اگر از اول نيّت كند كه خود را در ميان جمعيت قرار دهد و طواف كند، طوافش صحيح است، هرچند او را ببرند[٣٨]
قِران در طواف: مراد از آن، دو طواف پى درپى انجام دادن، بدون فاصله انداختن نماز طواف بين آن دو است. اين عمل در طواف مستحب اشكال ندارد؛ هرچند مكروه است. در حرمت يا كراهت آن در طواف واجب اختلاف است. قول به حرمت منسوب به مشهور است.[٣٩] برخى آن را مكروه دانستهاند.[٤٠] بنابر حرمت، آيا باطل كننده طواف نيز هست؟ مسئله اختلافى است. قول به بطلان به مشهور نسبت داده شده است.[٤١] آيا طواف اول باطل است؛ چه از اول قصد قِران داشته باشد يا نه يا اينكه در صورتى باطل است كه از اول قصد قِران داشته باشد يا اينكه از اول قصد قران داشته باشد و يا در اثناى آن قصد قران كند؟ ديدگاهها مختلف است.[٤٢] برخى گفتهاند: قران تنها از نظر تكليفى حرام است، ليكن باطل كننده طواف نيست. بنابر اين، هر دو طواف صحيح است.[٤٣]
شك در طواف: شك يا در طواف واجب است و يا در طواف مستحب. اول نيز يا در شمار دورها است و يا در صحّت به جا آوردن آن. شك در شمار دورها نيز يا بعد از اتمام طواف است و يا در اثناى آن.
چنانچه شك پس از فراغ از طواف باشد، به آن اعتنا نمىشود؛ خواه در شمار دورها باشد يا در صحّت آن.[٤٤] ليكن در خصوص شك در نقصان دورها، برخى آن را موجب بطلان طواف دانستهاند، مگر آنكه بعد از دخول در نماز طواف باشد كه در اين صورت به شك اعتنا نمىكند، برخى ديگر مطلقا احتياط را در به جا آوردن طواف دانستهاند.[٤٥]
چنانچه شك در اثناى طواف پديد آيد، در صورتى كه بعد از رسيدن به حجر الاسود و پيش از نيّت انصراف، در زيادى بر هفت دور شك كند، طواف صحيح است؛ ليكن اگر شك در نقصان باشد، مانند كسى كه قبل از رسيدن به حجر الاسود شك مىكند كه اين، دور هفتم است