ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٥٢ - فصل در خلاص از دنيا به وسيله زهد
و بدانيد- اى[١] جماعت- كه شنيدم از پدرم كه از پدران بزرگوار خود روايت مىكرد آنكه حضرت پيغمبر ٦ روزى فرمودند: از هيچ چيز آن[٢] قدر تعجّب نمىكنم كه از بنده مؤمن؛ اگر بدن او را در دار دنيا مقراض كنند از براى او خير است. و اگر مالك تمام[٣] آنچه در مشرق و مغرب[٤] بشود از براى او خير است. و هرچه خداى عزّ وجلّ با مؤمن بكند از براى او خير است[٥].
فصل [در خلاص از دنيا به وسيله زهد]
ظاهر شد از آنچه گفتيم اينكه خلاصى از آفات و مفاسد دنيا ممكن نيست مگر به زهد در آن. و زهد آن است كه خواهش قلبى به دنيا نداشته باشد مگر به قدر ضرورت بدن[٦] و اين مرتبهاى است بسيار عالى، در قرآن مجيد وارد شده: «فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ» تا موضع: «وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ»[٧] و در اين آيه خداى عزّ وجلّ زهد را نسبت به علما داده و اهل زهد را عالم ناميده و اين نهايت مدح است.
و نيز فرموده[٨]: «مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ»[٩] يعنى هركه اراده متاع دنيا دارد از دنيا نصيبى به آن مىدهيم امّا در آخرت نصيبى نخواهد داشت.
و حضرت پيغمبر ٦ فرمودند: هركه صبح كند و همّت او دنيا باشد خداى عزّ وجلّ كار او را پراكنده مىكند و پيشه او را متفرّق مىسازد و پريشانى را در برابر روى او مىدارد و حاصل نمىشود از براى او از[١٠] دنيا مگر آنچه مقدّر شده. و هركه
[١] - اى/a اين.
[٢] - آن/s a اين.
[٣] -a s - تمام.
[٤] -s a + است.
[٥] - الكافي ٥: ٦٧. تحف العقول: ٣٥١.
[٦] -a - بدن.
[٧] - قصص: ٧٩- ٨٠.
[٨] - فرموده/a s فرمودند.
[٩] - شورى: ٢٠.
[١٠] - از/s در.