ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١١٧ - فصل در مؤاخذه خطور گناه و عدم آن
ممنوع از دخول آسمانها شده در ظلمات هوا محبوسند و در دار دنيا از عروج به مقامات عاليه محروم و در آخرت از نعمتهاى بهشتِ جاودان محجوبند.
فصل [در مؤاخذه خطور گناه و عدم آن]
بدان كه آنچه در[١] خاطر خطور مىكند از گناهانْ مؤاخذه و بازخواست ندارد[٢] از براى آنكه بنده را در آن اختيارى نيست. و همچنين ميل خاطر و شوق به معاصى از براى آنكه در اين دو نيز اختيارى ندارد.
امّا اعتقاد داشتن و جزم كردن به اينكه سزاوار آن است كه آن گناه كرده شود اين بر دو قسم است: يا اضطرارى است يا اختيارى، و احوالات در اين مختلف است[٣]. و هرچه از آن اختيارى است بازخواست دارد به خلاف آنچه اضطرارى است. امّا قصد معصيت كردن[٤] البتّه مؤاخذه دارد مگر آنكه آن را بجاى نياورد و ترك آن را از ترس خداى عزّ وجلّ كرده و بر قصدى كه كرده پشيمان شده باشد و در اين صورت ثوابى از براى او نوشته خواهد شد، زيرا كه قصد معصيت گناهى است و خود را بازداشتن و جهاد نفس نمودن ثوابى است. و قصدى كه موافق طبع باشد دلالت نمىكند بر غفلت تامّى از خداى عزّ وجلّ، بلكه خود را بازداشتن به جهاد نفس و مخالفت طبع محتاج است به قوّت عظيمى، پس سعى در مخالفت طبع نمودن و از براى خدا كارى كردن دشوارتر از سعى در موافقت شيطان و موافقت طبع است. و در اين هنگام بايد كه ثوابى از براى او نوشته شود از آن جهت كه سعى او در بازداشتن نفس و اين قصد داشتن رجحان دارد بر قصد معصيت. و اگر چنانچه آن فعلى را كه قصد كرده به عمل نيايد از راه عايقى و مانعى يا از راه عذرى ترك آن را بنمايد نه از راه ترسِ خدا گناهى
[١] - در/s a به.
[٢] -a + و.
[٣] -s a - است.
[٤] - كردن/a بندگان.