ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢١٣ - فصل در علاج عجب
تو گردانيده، و گردانيده است از فاسقان باعثِ خيرات را و آنچه به آنها دعوت مىكند و آن بواعث را بر تو مسلّط كرده تا بر تو اتيان به طاعات و بر ايشان اتيان بر معصيتها]m .a ٠٥[ ميسّر و آسان شده، و آنچه خداى عزّ وجلّ با تو و با ايشان كرده بىسابقه نيكى تو و بدون سابقه بدى از ايشان شده.
روايت است كه حضرت ايّوب پيغمبر ٧ در مناجات به خداى عزّ وجلّ گفت:
الهى! تو مرا مبتلا به اين بلا كردهاى و حال آنكه هرگز چيزى بر من وارد نشده مگر آنكه خواهش تو را بر[١] خواهشِ خود اختيار كردهام. بعد از آن ندايى از ابر به ده هزار آواز به وى آمد كه: اى ايّوب! اين اختيار را از كجا آوردهاى؟ پس ايّوب خاكسترى برداشت و بر سر ريخت و گفت: خدايا! آن اختيار از جانب توست. و از اين فراموشى بازگشت نمود و نسبت داد او را به خداى تعالى. و از براى همين است كه در قرآن مجيد وارد شده: «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً»[٢] يعنى اگر فضل و رحمت خدا بر شما نمىبود يك كس از شما نيكوكار نمىبود.
و حضرت پيغمبر ٦ فرمودند كه: هيچ كس از شما نيست كه عمل او موجب نجاتش شود. پس پرسيدند كه: شما نيز به عمل نجات نخواهيد يافت؟ فرمودند كه:
من نيز به عملِ خود نجات نخواهم يافت مگر آنكه رحمت خدا شامل حال من شود[٣].
و علاجى كه قاطع مادّه عجب است آن است كه مذكور شد، و هركه را اين حالت[٤] بر دلش غالب شود ترس سلب اين نعمت باز مىدارد[٥] او را از عجب داشتن.
[١] -a - خواهش تو را بر.
[٢] - نور: ٢١.
[٣] - صحيح مسلم ٨: ١٤٠. مسند أحمد ٢: ٢٣٥.
[٤] -m - حالت.
[٥] -a + و!