ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٨٦ - فصل تعظيم
آواز كلام را شريف مىشمارند از براى حكمتى كه در آن درج مىباشد. و كلام چيزى است رفيع الشَّأن و بلندمرتبه و سلطنت آن غالب و حكم آن در حقّ و باطل نافذ و قاضىاى است عادل و شاهدى است پسنديده و امر و نهى مىكند. و باطل را طاقت مقاومت در برابر حكمت نمىباشد چنانچه سايه را طاقت مقاومت در برابر شعاع آفتاب]m .b ٣١١[ نمىباشد. و آدمى را طاقت رسيدن به كنه حكمت نمىباشد[١] چنانچه چشم را طاقت ملاحظه آفتاب نمىباشد[٢]، بلكه آن مقدار از[٣] شعاع آفتاب را درمىيابد كه مدد ديدن باشد و راه به مطالب خود برد[٤].
فصل [تعظيم]
و از جمله امور باطنى از براى تلاوت كننده قرآن تعظيم متكلّم است. و سزاوار از براى قارى در ابتداى تلاوت قرآن آن است كه حاضر گرداند در خاطر عظمت متكلّم را و بداند كه آنچه مىخواند از كلام آدمى نيست. و بداند كه تلاوت كلام خدا را نمودن خطر بسيار دارد[٥] زيرا كه فرموده: «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[٦] يعنى مسّ آن را نمىكنند مگر پاكيزگان. و چنانچه ظاهر جلد قرآن و كاغذ آن محفوظ است از ظاهر پوستِ لمس كننده مگر آنكه پاك باشد همچنين باطن معناى آن از راه عزّت و بزرگى كه دارد محجوب است از باطن قلب مگر آنكه از هر پليدى منقطع و به نور تعظيم و احترام نورانى باشد. و[٧] چنانچه هر دستى صلاحيّت مسّ جلد مصحف را ندارد همچنين هر زبانى[٨] صلاحيّت تلاوت حروفِ آن و هر دلى قابليّت رسيدن به معانى آن را ندارد.
[١] -a + و.
[٢] -m - و آدمى را طاقت رسيدن به ... نمىباشد.
[٣] -a - از.
[٤] - برد/a s ببرد.
[٥] - دارد/a داده!
[٦] - واقعه: ٧٩.
[٧] -a m - و.
[٨] -a - صلاحيّت مسّ ... زبانى.