ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٦٠٥ - فصل اسباب طول امل
امّا جهل به اين امور و محبّت دنيا دعوت نمودهاند وى را به طول امل و غافل بودن از اينكه مرگ را نزديك قرار بدهد و هميشه گمان كند[١] كه مرگ در برابر چشم وى است، امّا تصوّر نمىكند كه بر وى نازل و واقع شود و هميشه تشييع جنازه مىنمايد و تقدير نمىكند كه تشييع جنازه آن نموده شود. و اين از براى آن است كه مكرّر ديده و الفت به آن گرفته و مشاهده مرگ غير كرده، امّا مرگ خود را مشاهده نكرده و تصوّر نمىتوان كرد كه به اين الفت بگيرد از براى آنكه واقع نشده، و هرگاه واقع شود يك دفعه ديگر واقع[٢] نخواهد شد. و مرگ اوّل و آخر است نه بيشتر بوده و نه بعد از وقوع ديگر خواهد بود.
و هرگاه دانستى كه سبب طول امل جهل و محبّت دنياست پس علاجْ دفع[٣] اسباب آن است.
امّا دفع جهل به فكرِ صافى و دل حاضر و شنيدن حكمتهاى نافع است از دلهاى پاكيزه.
و امّا بيرون كردن محبّت دنيا از دل كارى است دشوار و مرضى است عظيم. و اوّلين و آخرين از علاج اين عاجزند]m .a ٣٤١[ و علاجى ندارد به غير از ايمان آوردن به روز آخرت و آنچه در آن روز خواهد بود از عقاب عظيم و ثواب جزيل. و هرگاه يقين به اين حاصل شود محبّت دنيا[٤] از دل رحلت مىنمايد از براى آنكه محبّت امر خطير محو مىسازد از دلْ محبّت امر حقير را. و هرگاه حقارت دنيا و نفاست آخرت را ملاحظه كند عار خواهد داشت كه ملتفت تمام دنيا شود[٥] چه جاى آنكه نصيب هر كسى از دنيا قدر كمى است با كدورت و ناگوارى، پس چگونه به آن
[١] - كند/s a مىكند.
[٢] -s a - واقع.
[٣] - دفع/a رفع.
[٤] -a + را.
[٥] - شود/s a بشود.