ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٣٦ - فصل در مثالهايى كه در صفت دنيا وارد شده
مردند يا آنكه طلاق تو را دادند؟ گفت: بلكه همه را كشتم. آن حضرت فرمودند: بَدا حال آن شوهران زنده تو! چون است كه عبرت از[١] شوهران گذشته تو نمىگيرند كه چون تو يك يك از آنها را هلاك كردهاى و هيچ يك از تو نمىترسند؟!
و حضرت عيسى ٧ فرمودند: دنيا مانند پل است؛ پس از آن بگذريد و آن را عمارت مكنيد[٢].
و بعضى از حكما گفتهاند: چه شبيه است حال آدمى و[٣] فريفته شدن آن به دنيا و غافل بودن آن از مرگ و ما بعد مرگ از هولهاى بسيار و فرو رفتن آن در لذّتهايى كه نقداً[٤] از آن بهره برمىدارد[٥] امّا به زودى فانى مىشود و مخلوط است به انواع كدورتها، به شخصى كه آويخته باشد در چاهى و كمر آن به رشتهاى بسته باشد و در ته آن چاه اژدهاى عظيمى متوجّه آن شخص و منتظر افتادن او باشد و دهن گشوده باشد از براى فرو بردن آن، و[٦] در بالاى آن چاه دو موش سفيد و سياه[٧] باشد و هميشه آن رشته را آهسته آهسته قطع كنند و يك دم از قطعِ آن سستى ننمايند، و آن شخص با آنكه آن اژدها را بيند و ملاحظه منقطع شدن آن رشته[٨] دم به دم نمايد متوجّه شود به اندك عسلى كه ديوار آن چاه به آن آلوده[٩] باشد و به خاك ممزوج باشد و زنبور[١٠] بسيارى بر آن عسل هجوم آورده باشد و آن شخص مشغول به ليسيدنِ آن عسل و حرص بر آن داشته لذّت از آن بردارد و با آن زنبورها منازعه نمايد و تمامى همّت را مصروف بر آن داشته اصلًا متوجّه بالاى سر خود و پايين پا نشود!
[١] - از/a در.
[٢] - الخصال: ٦٥ در پايان روايت ٩٥. أمالي المفيد: ٤٣ ضمن ح ١. روضة الواعظين: ٤٤١.
[٣] -s - و.
[٤] - نقداً/a نقد.
[٥] -a + و.
[٦] -a - و.
[٧] - سفيد و سياه/s سياه و سفيد.
[٨] -a s + را.
[٩] -s + بوده.
[١٠] - زنبور/s a زنبورى.