ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٣٧ - فصل آن چيزى سزاوار است براى حاجى هنگام دخول مكه
ردّ آن بشود و در جواب به وى گفته شود كه:
«لا لبّيك و لا سعديك»
يعنى نباشد تو را اجابت ندايى و يارى دينى.
و بايد كه در ميان خوف و رجا متردّد باشد و از گردش و قوّت خود بَرى باشد و تكيه بر فضل و كرم خدا داشته باشد؛ زيرا كه وقت تلبيه ابتداى امر و محلّ خطر است.
حضرت امام زين العابدين ٧ هنگامى كه احرام بستند و شتران در پا داشته شد رنگِ مبارك آن حضرت زرد شد و لرزيد[١] و رعشه بر اندام مبارك آن حضرت افتاد و استطاعت نداشتند كه تلبيه بگويند، شخصى به آن حضرت گفت: چرا تلبيه نمىگويى؟ فرمودند: مىترسم كه خداى عزّ وجلّ به من بگويد[٢]:
«لا لبّيك و لا[٣] سعديك»
. و وقتى كه تلبيه گفتند بيهوش شده از مركوب درافتادند و مكرّر اين حالت آن جناب را رو مىداد تا از حجّ فارغ شدند[٤].
فصل [آن چيزى سزاوار است براى حاجى هنگام دخول مكه]
و هرگاه داخل مكّه شود بايد كه متذكّر آن شود كه به حرم امنى رسيده و امّيدوار باشد كه به دخول آن ايمن گردد از عقاب خدا و بترسد از اينكه اهل قرب نباشد و در داخل شدن حرم نا امّيد باشد و خود را مستحقّ غضب داند و در جميع اوقات بايد كه امّيدش غالب باشد، زيرا كه كرم خدا عامّ و شرف خانه عظيم است و حقّ زيارت كننده رعايت مىشود و حرمت كسى كه طلب امان نموده [و] پناه ببرد ضايع نمىگردد.
پس هرگاه چشم او بر خانه بيفتد سزاوار آن است كه عظمت خانه را در دل حاضر گرداند و با خود چنان قرار دهد كه گويا از راه شدّت تعظيمْ صاحب خانه را مشاهده مىكند. و امّيدوار به ملاقات آن باشد چنانچه لقاى خانه او را ميسّر شده و شكر خدا را
[١] - لرزيد/a s لرزيدند.
[٢] - بگويد/s بگويند كه.
[٣] -m - لا.
[٤] - عوالي اللئالي ٤: ٣٥ ح ١٢١.