ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٠ - فصل علم بر دو قسم است
و كميل بن زياد نخعى سؤال كرد از آن حضرت از حقيقت. فرمودند: تو را چه كار است با حقيقت؟ گفت: آيا من صاحب سرّ تو نيستم؟ فرمودند: بلى، وليكن مىپاشد بر تو قطرهاى چند از آبهاى علم و معرفت كه از سينه[١] من مىتراود. پس جواب دادند كميل را از آنچه سؤال نموده بود.
و در روايتى ديگر مذكور است از كميل كه آن حضرت دست مرا گرفته[٢]، مرا به صحرايى بُرد و آهى بلند كشيد و گفت: اين دلها ظرفى چندند و بهترين دلها آن است كه ضبط اسرار بيشتر نمايد، پس حفظ كن آنچه را مىگويم. به درستى كه مردمان بر سه قسمند: اوّل: عالم ربّانى كه علم را از خداى عزّ وجلّ بىوساطتِ احدى فرا گرفته.
و دوم: متعلّمى كه بر راه نجات واقع است و علم را از اهل علم آموخته. و سيُم:
خرمگسى چندند در غايت رذالت و حماقت و پيروى مىكنند كسى را كه ايشان را به راهى بخواند و هر سخن باطلى كه به ايشان رسيد[٣] از اعتقادى كه دارند[٤] مىكنند، و از نور علم چراغى نيفروخته و تكيه بر اصل محكمى ننمودهاند.
پس آن حضرت سخن را دراز كشيده[٥]، آهى دردناك از سينه برآوردند و اشاره به سينه مبارك خود نموده[٦]، فرمودند كه: در اينجا علم بسيارى هست، كاشكى مىيافتم[٧] كسى را كه اين علم را تحمّل تواند نمود.
پس فرمودند: بلى كسى را مىيابم كه بر آن ايمن نيستم و آنچه آلت دين است در تحصيل دنيا به كار مىبرد و به نعمتهاى خدا غلبه بر بندگانِ الهى مىجويد و حجّتهاى خداى[٨] را وسيله تسلّط بر اولياء اللَّه مىسازد، و شخصى ديگر را مىيابم كه مجملى از
[١] -s a + مبارك.
[٢] - گرفته/a گرفت.
[٣] - رسيد/a رسيده.
[٤] -a + يقين.
[٥] - كشيده/s كشيد.a + و.
[٦] - نموده/a نمودند و.
[٧] - مىيافتم/a مىيافتيم.
[٨] - خداى/a خدا.