ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٧٥ - فصل در اينكه حسد از مرضهاى عظيمه دلهاست
و لذّت هريك مىشود بدون آنكه لذّت احدى به معرفت ديگرى كم شود، بلكه به كثرت عارفان انس و الفت و ثمره افاده و استفاده زياد[١] مىگردد؛ زيرا كه معرفت خداى عزّ وجلّ دريايى است وسيع و بىپايان كه گنجايش تنگى ندارد. و قرب و منزلت نزد خداى عزّ وجلّ نيز تنگى نمىدارد از براى آنكه عظيمترين نعمتهايى كه در[٢] پيش خداوند عالميان است لذّت لقاى اوست و ممانعت و مزاحمت در آن نمىباشد بلكه به كثرت عارفانْ انس زياد[٣] مىشود.
بلى، اگر قصد علما از علمْ مال و جاه باشد حسد بر يكديگر مىدارند از براى آنكه مال از اعيان و اجسام است و در نزد هركه يافت شود در دست ديگرى نمىتواند بود.
و معناى جاه مالكِ دلهاى مردمان شدن است. و هر دلى كه از محبّت تعظيم عالمى پر گردد[٤] اصلًا متوجّه تعظيم عالمى[٥] ديگر نمىشود يا آنكه كمتر[٦] متوجّه مىشود و همين معنا[٧] البتّه سبب حسد مىشود.
فصل [در اينكه حسد از مرضهاى عظيمه دلهاست]
بدان كه حسد از مرضهاى عظيمه دلهاست. و مرضهاى دل را علاج نمىتوان نمود مگر به علم و عمل. و علمى كه نافع است از براى مرض حسد آن است كه به تحقيق بدانى كه حسد ضرر به دين و دنياى تو مىرساند و ضررى به دين و دنياى محسود نمىرساند بلكه نفع مىرساند. و هرگاه اين را از روى بصيرت بدانى و دشمنى با خود و دوستى با دشمنِ خود نداشته باشى البته كه از حسد مفارقت خواهى نمود.
امّا ضررى كه حسد به دين تو مىرساند آن است كه به سبب حسد راضى به قضاى
[١] - زياد/a s زياده.
[٢] - در/a از.
[٣] - زياد/a زياده.
[٤] - گردد/s a كرده.
[٥] - عالمى/a s عالم.
[٦] -a - كمتر.
[٧] -a - معنا.