ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٦٤ - فصل در آداب معلم
آنكه فخر كند به آن بر علما يا جدل كند به آن با نادانان يا بگرداند روى مردمان را به سوى خود و ايشان را مريدِ خود سازد پس بايد كه جاى آن در ميان جهنّم باشد. به درستى كه سزاوار نيست رياست و پيشوايى مگر از براى كسى كه شايسته آن باشد[١].
واز حضرت امام جعفر صادق ٧ روايت است كه: علم پيوسته است به عمل، پس هركه علم به هم رسانيد عمل مىكند و هركه عمل كرد علم به هم مىرساند.
و علم مىخواند صاحبش را به عمل، پس[٢] اگر اجابت كرد آن را باقى مىمانَد و الّا زايل مىشود[٣].
و نيز از آن حضرت مروى است كه: هرگاه عالم را دوستدار دنيا يابيد او را بر دينى كه داريد[٤] متّهم سازيد و ايمن مباشيد كه مخالفت دين بكند[٥] زيراكه هركسى[٦] پاسدارى مىكند چيزى را كه دوست مىدارد[٧].
فصل [در آداب معلم]
بدان كه سزاوار از براى كسى كه اراده تحصيل علم نمايد آن است كه پاكيزه سازد نفس را از خُلقهاى بد و صفتهاى ناپسند؛ زيراكه علمْ عبادت دل است و نماز روح است و تقرّب جستنِ باطن است به خداى عزّ وجلّ. و همچنان كه نمازى كه وظيفه اعضاى ظاهرى است صحيح نيست مگر به پاكيزه ساختن ظاهر اعضا از نجاستهاى صورى و معنوى، همچنين صحيح نسيت عبادت باطن و عمارت دل به علم مگر بعد از پاكيزه ساختن آن از خُلقهاى خبيث و صفتهاى پليد.
[١] - الكافي ١: ٤٧ ح ٦. منية المريد: ١٣٨.
[٢] -m - پس.
[٣] - الكافي ١: ٤٤ ح ٢. مشكاة الأنوار: ٢٤٣. و به روايت از امام على ٧ در نهج البلاغة ٤: ٨٥ كلام ٣٦٦. عدّة الداعي: ٦٩.
[٤] - داريد/m دارد.
[٥] - بكند/a نكند.
[٦] - كسى/a كس.
[٧] - الكافي ١: ٤٦ ح ٤. علل الشرائع ٢: ٣٩٥ ح ١٢. مشكاة الأنوار: ٢٤٥. منية المريد: ١٣٨.