ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٣١ - باب هفتم در حج و زيارت مشاهد مشرفه است
در آن طاقت حجّ نداشته باشد يا پادشاهى كه منع او نموده باشد بايد كه بميرد بر يهوديّت يا نصرانيّت[١].
و اخبار در فضيلت حجّ و عمره بيش از آن است كه توان شمرد و در جاى خود با كيفيّت اعمال حجّ و عمره مذكور است.
و امّا بيان سرّ اين دو آن است كه ميسّر نيست وصول به خداى عزّ وجلّ مگر به منزّه بودن از شهوتها و بازماندن از لذّتها و اكتفا به قدر ضرورت در آنها و در جميع حركات و سكنات[٢] از براى خدا مجرّد بودن. و از براى اين بود كه در ملّتهاى سابق گوشهنشينان از مردم عزلت اختيار مىكردند و در سر كوهها جا مىگرفتند و از مردم وحشت مىداشتند از براى آنكه به خدا انس بگيرند، و ترك لذّتهاى نقد را مىنمودند و مشقّتهاى عظيم بر نفس خود وارد مىساختند از براى طمع در آخرت. و خداى عزّ وجلّ در قرآن مجيد مدح ايشان را كرده و فرموده: «وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ[٣] اللَّهِ»[٤] يعنى گوشهنشينى و عزلت و محنتها اختيار كرده بودند كه ما بر ايشان واجب نكرده بوديم، بلكه ايشان از براى طلب رضاى خدا[٥] مىكردند.
و فرمودهاند: «ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ»[٦] يعنى اين به سبب آن بود كه بعضى از ايشان دانشمند و بعضى گوشهنشين بودند و از قبول حقّ تكبّر نمىنمودند.
و چون آن طريقه[٧] مندرس شد و مردمان اقبال كردند بر متابعت شهوتها و ترك تجرّد از براى عبادت نمودند[٨] و در آن سستى ورزيدند خداى عزّ وجلّ حضرت
[١] - روضة الواعظين: ٣٦١.
[٢] -a - وسكنات.
[٣] - رضوان/s m مَرضاة.
[٤] - حديد: ٢٧.
[٥] - خدا/s خداى.
[٦] - مائده: ٨٢.
[٧] - طريقه/a طريق.
[٨] - نمودند/a نمودن.