ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٧١ - فصل در محبت جاه و مدح و ثناء
دوم مذكور شد نيز باطل مىشود كه عبارت است از مستولى بودن بر دل مادح، و لذّت چيزى كه باقى مانَد آن است كه به حشمت و بزرگى غالب و مستولى باشد بر آنكه زبان مادح به اضطرار به ثناى او ناطق باشد.
فصل [در محبّت جاه و مدح و ثناء]
بدان كه هركه محبّت جاه بر دل او غالب باشد تمامى همّت او صرف رعايت مردم مىشود و هميشه شعف مىدارد كه خود را نزد ايشان دوست گرداند و ريا كند در عملها از براى ايشان و عَلَى الدَّوام در هر فعلى و قولى متوجّه آن است كه مرتبه او نزد مردم عظيم گردد. و اين تخم نفاق و اصل فساد است و اين البته مىكشاند به مساهله در عبادات كردن و ريا در آنها نمودن و مرتكب حرامها شدن از براى متوسّل شدن به ربودن دلها. و از براى اين است كه حضرت پيغمبر ٦ محبّت مال و جاه و فسادِ اين دو را تشبيه به دو گرگ درنده نمودند و فرمودند كه: نفاق را در دل مىروياند مانند رويانيدن آبْ سبزه را. زيرا كه نفاق آن است كه ظاهر مخالفِ باطن باشد در قول و فعل. و هركه طلب آن كند[١] كه در دلها منزلتى داشته باشد ناچار با ايشان نفاق مىورزد و خصلتهاى پسنديدهاى كه ندارد اظهار آنها را مىنمايد و اين عين نفاق است.
و علاج علمى آن است كه بداند كه از براى سببى كه محبّت جاه دارد- كه آن كمال قدرت بر اشخاص مردم و بر دلهاى ايشان باشد- كه[٢] اگر مكدّر نگردد و سالم بماند به مرگ زايل مىشود، بلكه اگر تمام مردم روى زمين تا پنجاه سال سجده او را كنند نه سجده كننده و نه آن كس كه سجده او كرده شد[٣] باقى مىمانند[٤] و حال آن مثل حال صاحبان جاه[٥] است كه پيش از وى بودند و جمعى از براى ايشان افتادگى مىكردند.
[١] - كند/s a مىكند.
[٢] - كه/s و.-a .
[٣] - شد/s شده.
[٤] - مىمانند/a s مىماند.
[٥] - جاه/a s جاهى.