ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٥٩٩ - فصل فوائد ياد مرگ
آن و كم ياد كردن است. و هر كسى كه ياد مىكند به دل فارغى ياد نمىكند بلكه دل او مشغول شهوتهاى دنيا مىباشد و ياد مرگ در آن نفعى نمىبخشد، پس طريقش آن است كه دل را فارغ گرداند از هر چيزى مگر از[١] ياد مرگ كه در پيش روى اوست[٢]، مانند كسى كه اراده سفر بيابان هولناكى يا نشستن كشتى دارد، زيرا كه چنين كسى فكرى ديگر نمىدارد و هرگاه مباشر ياد مرگ شود نزديك مىشود كه اثرى در قلب بكند و در آن وقت فرح و سرور آن به دنيا كم مىشود و دل شكسته مىشود.
و بهترين راهها آن است كه هم سالهاى خود را كه فوت شدهاند بسيار ياد كند و متذكّر شود مرگ آنها و افتادن ايشان را در زير خاك. و متذكّر صورتهاى ايشان شود كه در ايّام منصبها و احوالها چگونه بودند و چون در قبر اجزاى آنها از هم پاشيده و چون زنان را بىشوهر[٣] و فرزندان را يتيم و مالها را ضايع كردهاند. و مسجدها و مجلسها از ايشان خالى شده و اثرهاى ايشان منقطع و خانههاى ايشان موحش شده.
و هرگاه يك يك از آنها را متذكّر شود و تفصيل نمايد در دل حال هريك را و كيفيّت زندگى او را و صورت او را به خيال درآورد و متذكّر شود نشاط و آمد شدِ او را و امّيد او را[٤] به عيش و زندگانى و فراموش كردن مرگ و فريب خوردن سرانجام اسباب و ميل كردن به قوّت و جوانى و رغبت داشتن به خنده و لهو و غافل بودن از آنچه در[٥] پيش روىِ وى[٦] بوده از مرگ سريع و هلاك معجّل[٧] را، و آنكه پيشتر به چه كيفيّت تردّد مىنمود[٨] و الحال پاها و مَفصلهاى آن از هم پاشيده، و چون حكايت مىكرد و الحال كرمْ زبان او را خورده، و چون خنده مىكرد و الحال خاك دندانهاى
[١] -a s - از.
[٢] -s a + و.
[٣] -s a + و بيوه.
[٤] - امّيد او را/s a امّيدوار.
[٥] -s a - در.
[٦] -a s - وى.
[٧] - معجّل/a به تعجيل.
[٨] - مىنمود/a مىنمودند.