ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٢٦٩ - فصل در محبت مدح و ثنا
حاجت مضطر به آن است و مىخواهد كه از قضاى حاجت مستغنى باشد تا آنكه از آب خانه نيز مستغنى باشد! امّا كسى كه محبّت به مال و جاه داشته موصوف به فسق و عصيان نمىشود مادام كه به ارتكاب معصيتى نكشاند و مادام كه در اكتساب آن متوسّل به دروغ و مكر و ارتكاب حرامى[١] نشود و مادام كه عبادت را وسيله تحصيل آن نكند، زيرا كه عبادت را وسيله مال و جاه نمودن جنايتى است بر دين و اين حرام است و رياى حرام به اين برمىگردد.
و اگر طلب مال و جاه را به اين كند كه عيبى از عيبهاىْ و گناهى از گناهان خود را پنهان سازد تا كسى نداند و اعتبار آن زايل نشود اين نيز مباح است از براى آنكه محافظت بر پرده پوشى بر قبايح جايز است، بلكه جايز نيست پرده درى و اظهار قبايح نمودن، و اين از قبيل[٢] تدليس نيست بلكه منعى است از دانستنِ مردم چيزى را كه در دانستن آن فايدهاى نيست، مثل آنكه كسى از پادشاه پنهان دارد شراب خوردن را و اظهار پرهيزكارى نكند، چو اگر گويد كه[٣]: پرهيزكارم، تدليس خواهد بود. و امّا اقرار به شرب خمر ننمودن موجب اعتقادِ پرهيزكارى نيست بلكه مانعى است از علم به شراب خوردن.
فصل [در محبّت مدح و ثنا]
و امّا محبّت مدح و ثنا چند سبب دارد:
ح اوّل:- و اين قوىترين سببهاست- آن است كه نفس شعور به كمال خود به هم مىرساند. هرگاه شعور به كمال خود به هم رسانيد انبساطى و نشاطى و لذّتى در خود
[١] - حرامى/a حرام.
[٢] - قبيل/m قبيح!
[٣] -a - كه.