ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٧٨ - باب چهارم در بيان ريا و كبر و عجب است
بر بدگويى كسى[١] كشاند خود را تكليف كند به مدح كردنِ او و نيكى وى را گفتن. و اگر حسد او را بر تكبّر بدارد خود را بر تواضعِ او و عذرخواهى ببندد. و اگر او را به منع انعام بدارد سعى كند در زياد كردن احسان. و هرگاه به تكلّف اين كارها بكند و محسود اين را بداند از وى خوشنود شده محبّت با او خواهد داشت. وهرگاه دوستدار او شود حاسد نيز برمىگردد و دوست او مىشود و در ميان آن دو اتّفاقى كه قاطع مادّه حسد است به هم مىرسد و آنچه را اوّلًا به تكلّف مىكردند در آخر طبيعى مىشود.
و اصل در علاج حسد]m .a ٢٤[ قلع اسباب آن است از تكبّر و خود را عزيز شمردن و نهايت حرص بر چيزهاى بىفايده داشتن چنانچه بيانِ آن بعد از اين خواهد آمد.
باب چهارم: در بيان ريا و كبر و عُجب است
بدان كه ريا در عبادت حرام است و صاحب ريا را خداى عزّ و جلّ دشمن مىدارد[٢]. در قرآن مجيد واقع شده: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ* الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ* وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ»[٣] يعنى عذاب شديد از براى نماز كنندگان ريايى است، آن جماعتى كه از نماز خود غافل مىباشند و پرواى نماز نمىدارند، آنان كه[٤] در عملها[٥] ريا مىكنند و منع مىكنند از انفاق معروف.
و نيز وارد شده: «يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا»[٦] يعنى ريا مىكنند از براى مردم و ياد خدا نمىكنند مگر كم.
و نيز در قرآن واقع شده: «كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ»[٧] يعنى باطل مكنيد صدقات
[١] -a s - كسى.
[٢] -s a + و.
[٣] - ماعون: ٤- ٧.
[٤] - آنان كه/s a تا آنكه.
[٥] - عملها/m عملهاى.
[٦] - نساء: ١٤٢.
[٧] - بقره: ٢٦٤.