ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٠٩ - فصل در رضا و اينكه دعا نقيض رضا نيست
جماعت منافقان كه با جمعى باشند كه به جهاد نرفتهاند و بر دل ايشان ختم شده و به حقّ مهتدى نمىشوند.
و در حديث مشهور وارد شده: هركه منكرى را ببيند و راضى به آن باشد همان است كه آن معصيت را كرده.
و در حديث ديگر آمده: اگر بندهاى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب به آن راضى باشد در گناه شريكِ قاتل خواهد بود[١].
وامّا دشمن داشتن كافران و فاجران و انكار آنها نمودنْ شواهدِ آن در قرآن و اخبار بىشمار است. و در حديث وارد شده كه: محكمترين اسباب ايمان در راه خدا مؤمنان را دوست داشتن و كافران را دشمن داشتن است[٢].
اگر كسى گويد: آيات و اخبار در رضا به قضا وارد شده، پس اگر معاصى به غير قضا باشد محال است و منافى قول به توحيد است و اگر به قضاى الهى باشد پس كراهت از آن داشتن و آن را دشمن داشتن كراهت از قضاى خدا داشتن است، پس به چه طريق جمع ميان اين دو توان نمود و حال آنكه به اين تقرير متناقضند؟ و چون جمع ميان رضا و كراهت در يك چيز توان نمود؟
جواب گوييم كه: اين امرى است كه بر جمعى كه[٣] ضعيفند و عقل ايشان از مطّلع شدن بر اسرار علوم قاصر است مشتبه شده تا[٤] آنكه بعضى سكوت بر منكرات را مقامى از مقامات رضا شمردهاند و اين را حُسن خُلق ناميدهاند و اين جهل محض است، بلكه مىگوييم كه رضا و كراهت (ضدّ يكديگرند هرگاه متعلّق به يك چيز و از يك راه باشد. و هرگاه چيزى از راهى مكروه و از راهى ديگر مرضى باشد)[٥] ضدّ
[١] - عيون أخبار الرضا ٧ ١: ٢٤٧ ضمن ح ٥. روضة الواعظين: ٤٦١ با تفاوت.
[٢] - المحاسن ١: ٢٦٣ ح ٣٢٨. الكافي ٢: ١٢٥ ح ٢ با فزونى. كتاب من لا يحضره الفقيه ٤: ٣٦٢. مجمع الزوائد ١: ٨٩.
[٣] -m - كه.
[٤] - تا/a با.s و تا.
[٥] - ميان پرانتز ازa افتاده است.