ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٤٣ - فصل احضار قلب در نماز
و علاجش آن است كه نفس را مجبور سازد بر فهميدن آنچه مىخواند و باز دارد او را از غير آنچه به آن مشغول است. و[١] معين بر اين است[٢] استعداد اين را گرفتن پيش از احرام[٣] به اينكه مكرّر ياد نمايد آخرت را و ايستادن از براى مناجات با خدا و خطر ايستادن در برابر خداى عزّ وجلّ و هَول اطّلاع خداوندگار عالميان بر بندگان را.
و فارغ سازد[٤] قلب را پيش از احرام به نماز از هرچه اهتمام به آن داشته باشد و از براى خود شغلى كه خاطر به آن ملتفت شود نگذارد[٥].
و اينكه گفتيم طريق فرو نشانيدن فكرهاست. و اگر فكرها به اين علاج ساكن نشود پس فايده نمىبخشد مگر مُسهلى كه مادّه مرض را از بيخ رگها بكند؛ و آن اين است كه نظر كند در چيزهايى كه او را مشغول مىسازد و مانع از حضور قلب است. و شكّى نيست كه اين نوع امور به اهتمام به آنها برمىگردد. و مهمّ بودن آنها به خواهشها مىباشد. و بايد كه خود را معاقب سازد[٦] به مُنسلخ شدن از شهوتها و قطع علاقهها، پس هرچه باز مىدارد از حضور قلب در نماز ضدّ دين و لشكر ابليس لعين است كه دشمن اوست و وجود آن چيز ضررش بيش از نبودن آن است و خلاصى در بيرون رفتن از آن است و غير از اين[٧] فايده نمىبخشد.
و آنچه گفتيم از فرو نشانيدن خاطر به نرمى و ردّ نفس به[٨] فهم ذكر نافع است در شهوتهاى ضعيف و همّتهايى[٩] كه مشغول نسازد مگر اطراف قلب را. و امّا شهوتهاى قوى كه غالب باشد تسكين خاطر نفعى نمىرساند، بلكه اين قسم شهوتها نفس را به
[١] -a s - و.
[٢] -s a + و.
[٣] - احرام/a حرام.
[٤] -s + و!
[٥] - نگذارد/s a وانگذارد.
[٦] -a + و!
[٧] -s a + چيزى.
[٨] - به/a s و.
[٩] - همّتهايى/s a جهتهايى.