ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٤٢ - فصل احضار قلب در نماز
او از نماز. و هيچ چيز بنده را از نماز غافل نمىسازد مگر خاطرهاى بدى كه مشغول گرداند دل را از ياد خدا. و دواى حضور قلب دفع خاطرهاست و هيچ چيز را دفع نمىتوان كرد مگر به دفع سبب آن.
و سبب ورود و تزاحم خاطرها يا امر خارجى است و يا امرى است باطنى؛ امّا خارجى چيزى است كه بر گوش مىخورد يا ديده مىشود؛ زيرا كه اينها همّت و قصد را مىربايند تا آنكه تابع آن مىشود و تصرّف در آن مىكند و فكر از آن منجر به چيزى ديگر مىشود و همچنين إلى غير النَّهاية مىرود. و ديدن سبب فكر كردن مىشود و بعضى از فكرها سبب فكرى ديگر مىشود. و هركسى كه رتبه او قوى و همّت او عالى باشد آنچه بر حواس او گذرد مانع ادراك و موجب غفلت نمىشود. و كسى كه ضعيف باشد البتّه به اين فكرش متفرّق مىشود.
و علاج آن قطع سببهاست به اينكه چشم را بپوشد و احتراز كند از نماز گزاردن در شارعها و در مواضعى كه به الوان رنگها منقوش باشد. و از براى اين بود كه عابدان در موضعى تنگ و تاريك كه وسعت آن به قدر سجود بود عبادت مىكردند تا آنكه همّت جمعتر باشد. و جماعت اقويا در مسجدها حاضر مىشدند و چشم را مىپوشيدند و از ملاحظه موضع سجود تجاوز نمىنمودند- چنانچه امر به آن وارد شده- و كمال نماز را در اين مىدانستند كه هركه در راست و چپ ايشان بود او را نشناسند[١].
و امّا سببهاى باطنى دشوارتر از خارجى است زيرا كه هركسى كه خيالها[٢] او را در وادىهاى دنيا پراكنده كند فكر او منحصر در يك فن نمىباشد بلكه هميشه از جايى به جايى پرواز مىكند و چشم پوشيدن فايده نمىبخشد از براى آنكه آنچه بيشتر در دل جا كرده او را]m .b ٢٠١[ مشغول مىسازد.
[١] - نشناسند/s نشناسد.
[٢] - خيالها/a خيالهاى.