ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٣٥ - فصل خوف از خدا دو مرتبه مىدارد
فرمودند كه: به تحقيق از خدا ترسيدهاى چنانچه بايد ترسيد. و به درستى كه خداى عزّ وجلّ فخر مىكند با اهل آسمان به تو.
بعد از آنْ آن حضرت به اصحاب خود فرمودند[١]: اى گروه حاضران! نزديكِ اين مرد رويد تا از براى شما دعا كند. پس صحابه پيش رفتند و آن مرد دعا به ايشان كرد و گفت: خداوندا! جمع كن امر ما را بر هدايت و تقوا را توشه ما گردان و بهشت را مأواى ما كن[٢].
و حديث بهلول كفن دزد حديثى است مشهور و در كتاب عرض المجالس مذكور[٣].
و[٤] حضرت امام محمّد باقر ٧ فرمودند كه: حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه نماز صبح را با مردم گزاردند و هنگامى كه فارغ شدند[٥] مردم را موعظه كردند و گريستند و مردم را از ترس خدا گريانيدند و بعد از آن فرمودند: آگاه باشيد به حقّ خدا قسم مىخورم كه مىشناسم جماعتى را كه در زمان پيغمبر ٦ بودند و صبح و شام مىكردند در حالتى كه موهاى ايشان پريشان و روها غبارآلود و شكمها خالى از طعام بود و ميان پيشانىِ آنها شبيه بود به زانوى شتر. و شبها را در عبادت خدا به روز مىآوردند؛ گاهى در سجده و گاهى ايستاده بودند و به نوبه گاهى پيشانى در زمين مى گذاشتند و گاهى قدمها را و راز[٦] مىگفتند با خدا در خلاصى از آتش جهنّم. و به حقّ خدا قسم مىخورم كه ايشان را به اين حالت ديدم و[٧] مَع هذا از خدا ترسان و بر نفسِ خود لرزان بودند[٨].
[١] -a - كه.
[٢] - أمالي الصدوق: ٤٢٠ ح ٢٦.
[٣] - نگر: أمالي الصدوق: ٩٧ ح ٣.
[٤] -a - و.
[٥] - شدند/m شدن.
[٦] - و راز/a دراز مىكردند و!
[٧] -s a - و.
[٨] - الكافي ٢: ٢٣٥ ح ٢١.