ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٧٢ - فصل در محبت خداى عز وجل به بندگان
و بعضى[١] از حكما گفتهاند كه: از اوّل آيه «إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ»[٢] تا بيست آيه چهل و چند عدد گناه نسبت به برادران يوسف كه بعضى عظيمتر از بعضى است داده شده و[٣] در يك كلمه سه و[٤] چهار[٥] گناه جمع شده و آخر الأمر جميع گناهان ايشان را خداى عزّ وجلّ آمرزيده و از ايشان عفو كرد. و يك سؤال كه حضرت عُزَير در مسأله قدر نمود تحمّل ننموده[٦] تا آنكه فرمودند: اگر ديگرى عود كند به چنين سؤال نامِ آن از ديوان پيغمبرى محو مىشود!
و اين قصّهها از براى آن در قرآن وارد شده كه طريقه خداى عزّ وجلّ در بندگانِ گذشته دانسته شود. و هيچ چيز در قرآن نيست مگر آنكه هدايتى و نورى است و راهنمايى است به شناسانيدن خداى عزّ وجلّ به خلق او.
فصل [در محبّت خداى عزّ وجلّ به بندگان]
و امّا محبّت خداى عزّ وجلّ به بندگان عبارت است از برداشتن حجاب از باطن تا آنكه به ديده باطن مشاهده او را بكند و از متمكّن بودن به قرب الهى و اراده نمودن خداى عزّ وجلّ قرب او را در روز ازل و از پاكيزه شدن باطن او از جا گرفتن غيرى در آن و از خالى ساختن او از موانعى كه حايل مىشود ميان بنده و ميان خدا، تا آنكه نشنود چيزى را مگر به خدا و از خدا و نمىبيند مگر به خدا و سخن نگويد[٧] مگر به خدا، چنانچه در حديث قدسى وارد شده كه: هميشه بنده تقرّب به من مىجويد به نافلهها تا آنكه[٨] دوست مىدارم او را، و هرگاه او را دوست داشته باشم گوش او
[١] -s - بعضى.
[٢] - يوسف: ٨.
[٣] -a - و.
[٤] -a s - و.
[٥] - چهار/s چار.
[٦] - ننموده/s a ننمودند.
[٧] - نگويد/a s نمىگويد.
[٨] - نافلهها تا آنكه/s a نافلههايى.