ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٥٣ - فصل تكبير در نماز
مسكين نسبت تو را به قلّت خشوع بدهد چشمها]m .a ٥٠١[ را به پايين مىافكنى و اعضا را با خشوع مىسازى و جميع اجزا را آرميده مىگردانى. و هرگاه اين حالت را در خود بيابى كه از براى ملاحظه مرد مسكينى اين كارها مىكنى پس با نفس در مقام عتاب در آ و بگو به نفس كه: تو دعواى معرفت و محبّت خدا مىكنى، آيا شرم نمىكنى از اين جرأتى[١] كه بر خدا مىنمايى كه بندهاى از بندگان او را حرمت مىدارى و خدا را حرمت نمىدارى[٢]؟ آيا از مردم مىترسى و از خدا نمىترسى و آن سزاوارتر است به ترسيدن؟
شخصى از حضرت پيغمبر ٦ پرسيد[٣]: از خدا چون بايد حيا[٤] داشت؟ فرمودند:
چنانچه از مرد صالحى كه از اهل توست حيا مىكنى[٥].
فصل [تكبير در نماز]
و[٦] هرگاه متوجّه نماز گرديدى به گفتن تكبيرات حاضر گردان عظمت خدا را و حقير شمار نفس را و تأمّل كن در خسّت[٧] عبادتِ خود در جنب عظمت او و پستى مرتبه خود[٨] از ايستادن به وظايف خدمت او و[٩] اتيان به حقّ عبادت آن. و فكر كن در عظمت پادشاهى[١٠] وعموم قدرت و استيلاى او بر جميع عالميان در وقتى كه مىگويى:
«اللّهمّ أنت الملك الحقّ» يعنى خداوندا! تويى كه پادشاه به حقّى. و بعد از آن برگرد به نفس خود به خوارى و شكستگى و اعتراف كن به گناهان و استغفار در وقتى كه مىگويى «عملتُ سوءا و ظلماتُ نفسي فاغفر لي إنّه لا يغفر الذنوب إلّا أنت» يعنى بد كردهام و بر
[١] - جرأتى/a جرأت.
[٢] -a s - و خدا را حرمت نمىدارى.
[٣] -s a + كه.
[٤] - بايد حيا/a s حيا بايد.
[٥] - مانند آن در روضة الواعظين: ٤٦٠.
[٦] -s a - و.
[٧] - خسّت/a حسب.
[٨] -s a + را.
[٩] - و/a در.
[١٠] - پادشاهى/s m پادشاهت.