ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٥٥ - فصل در اينكه محبت بعد از معرفت و ادراك حاصل مىشود
به خود و به كمال و بقاى خود مىدارد و محبّت به غير از براى خود و كمال و بقاى خود مىدارد همچنين گاه مىباشد كه محبّت به غير از براى ذات غير مىدارد نه از براى فايدهاى كه از آن دريابد سواى ذات آن، بلكه عين فايده ذات او مىباشد. و اين است آن محبّت حقيقى كه اعتماد به آن مىباشد.
و[١] اين مثل محبّت به جمال[٢] و حُسن داشتن است از براى آنكه هر جمالى[٣] محبوب است نزد كسى كه ادراك جمال مىكند. و اين محبّت از براى عين جمال است زيرا كه ادراك جمال در آن عين لذّت است و لذّت نظر به ذات محبوب است نه نظر به غير. و گمان نكنى كه محبّت صورتهاى جميله را تصوّر نمىتوان كرد مگر از براى برآمدن شهوت، چرا كه قضاى شهوت لذّتى ديگر است كه گاه مىباشد محبّت صورتهاى جميله از براى آن مىباشد. و ادراك نفس جمال نيز لذيذ است پس جايز است كه نظر به ذات محبوب باشد، و چون منكر اين توان شد و حال آنكه سبزه و آب روان محبوبند نه از براى خوردن و آشاميدن يا مطلبى ديگر سواى نفس رؤيت سبزه و آب روان، و حضرت پيغمبر ٦ را خوش مىآمد[٤]. و طبعهاى سليم حكم مىكنند[٥] به لذّت ملاحظه نَوْرها و شكوفهها و مرغهاى خوشرنگ و خوش[٦] نقش و متناسب الأشكال، تا آنكه گاه مىباشد به ملاحظه آنها غمها از دل بيرون مىرود و به غير از ديدن بهره ديگر نمىباشد.
و نيز حسن و جمال منحصر در مدركات بصر و در تناسب خلقت نيست؛ زيرا كه مىگويند: آواز خوب و خُلق خوب و علم خوب و طريقه خوب و هيچ يك از اينها[٧]
[١] -a - و.
[٢] - به جمال/a كمال.
[٣] -a + كه.
[٤] - نگر: المحاسن ٢: ٦٢٢ ح ٦٩. الخصال: ٩٢ ح ٣٥.
[٥] - مىكنند/a s مىكند.
[٦] -a + رنگ و.
[٧] - اينها/s آنها.