ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٦٠ - فصل در عدم جواز رؤيت خدا با چشم
و آيا در عالَم چيزى هست كه جميلتر و عالىتر و شريفتر و كاملتر باشد از آفريننده تمامى چيزها و به كمال رساننده آنها و ترتيب دهنده و انشا كننده و اعاده نماينده و تدبير كننده و ترتيب دهنده آنها؟! پس سزاوار آن است كه دانسته شود كه لذّت معرفت به خدا اقوى از ساير لذّتهاست از براى كسى كه طبيعت معرفت را داشته باشد.
و باز هركه خدا را شناخت مىداند كه لذّتهايى كه مقرون به شهوتهاى مختلف مىباشد گويا در تحت لذّت معرفت مندرج است، چنانچه گفتهاند:
|
كانت لقلبي أهواء مفرَّقَةٌ |
فاستجمعت إذ رأتك العين أهوائي |
|
|
فصار يحسدني من كنت أحسده |
فصرتُ مولى الورى إذ صِرْتَ مولائي |
|
|
تركت للناس دنياهم ودينهم |
شغلًا بذكرك يا ديني ودنيائي |
|
نى دل من هواهاى پراكنده داشت و هنگامى كه چشم من تو را ديده[١] هواهاى من جمع شد. و كسى كه من حسد به او مىبردم[٢] الحال او حسد به من مىبرد. و چون تو مولاى]m .a ٣٨[ من شدى من مولاى مردمان شدم. و واگذاشتم از براى مردمْ دنيا و دين ايشان را از براى آنكه مشغول شدم به ذكر تو اى دين و دنياى من!
فصل [در عدم جواز رؤيت خدا با چشم]
بدان كه فرقى نيست در رؤيت ميان دنيا و آخرت. و[٣] همچنان كه جايز نيست رؤيت خدا در دنيا به چشم و ديده همچنين جايز نيست رؤيت او در آخرت به چشم و ديده. و همچنان كه جايز است[٤] رؤيت او در آخرت به دل و ديده باطنى از براى صاحبان بصيرت- و مراد نهايت ظهور و[٥] وضوح است كه به مشاهده و ملاقات
[١] - ديده/s ديد.
[٢] - مىبردم/s مىبرم.
[٣] -a s - و.
[٤] - است/m نيست!
[٥] -a - ظهور و.