ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٦١٢ - فصل اقسام حب و مصاحبه
مىباشد. و از براى اين[١] است كه مردم طلا و نقره را دوست مىدارند از اين راه كه وسيله مقصودها مىشوند، همچنان كه مردى پادشاه را دوست مىدارد از براى آنكه از آن منتفع شود، و خاصّان پادشاه را دوست مىدارد از براى آنكه مدح او را در نزد پادشاه بكنند و عنوانى نمايند كه به زودى كارسازىِ وى را بكند[٢]، پس اگر مقصود در آن چيزى كه وسيله[٣] منشأ آن است فايده دنيوى باشد[٤] از جمله محبّت در راه خدا نخواهد بود و آن نيز منقسم مىشود به مذموم و مباح.
و امّا قسم سيُم آن است كه محبّت به چيزى داشته باشد و بِالذّات نباشد، بلكه نظر به غير باشد و آن غير راجع به حَظهاى دنيوى نشود بلكه راجع به حَظهاى اخروى شود، و اين نيز ظاهر است و خفايى ندارد. و اين مثل آن است كه شخصى استاد و[٥] پير خود را دوست داشته باشد از براى آنكه وسيله تحصيل علم و نيكو كردن علمند و مقصود از علم و عمل نجات در آخرت است، پس اين از جمله محبّان از براى خدا خواهد بود. و همچنين كسى كه محبّت به شاگرد خود داشته باشد از براى آنكه علم را از وى فرا مىگيرد و به واسطه آن به رتبه[٦] تعليم دادن مىرسد و ترقّى مىكند به درجه تعظيم در عالم ارواح.
حضرت عيسى ٧ فرمودند: هركه بداند و عمل كند و تعليم نمايد او را در عالم ارواح عظيم مىنامند[٧].
و درجه تعليم تمام نمىشود مگر به متعلّم، پس در اين مقام متعلّم آلت تحصيل اين كمال است. و هرگاه آن را دوست داشته باشد از براى آنكه سينه متعلّم مزرعه
[١] - اين/s آن.
[٢] - بكند/a بكنند.
[٣] -s + و.
[٤] -s + آن.
[٥] -a s - و.
[٦] - به رتبه/s a مرتبه.
[٧] - منية المريد: ١٢١.