ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٧١ - فصل در آداب متعبد
كس: يكى دانشمندى كه پروا نمىكند در فاش كردن رازها. و[١] دوم نادانى كه خود را به[٢] عبادت بسته. امّا اين نادان فريب مىدهد مردم را از راه عبادت و آن دانا مردم را از هم مىپاشاند[٣] به سبب پردهدرى[٤].
و حضرت امام جعفر صادق ٧ فرمودهاند[٥]: قبول نمىكند خداى عزّ وجلّ هيچ عملى را مگر به معرفت. و معرفتى نمىباشد مگر به عمل. پس هركه خدا را شناخت راهنمايى مىكند آن شناختْ وى را بر عمل. و هركه عمل نكرده البته شناخت ندارد، وليكن بعضى از ايمان حاصل مىشود از بعضى ديگر[٦].
معناى حديث آن است كه هر معرفتى مُنتج حالى و صفايى در نفس مىشود و هر حالى صاحبش را بر عملى و عبادتى مىدارد و[٧] هر عبادتى منشأ حالى ديگر و صفايى غير از صفاى[٨] اوّل مىشود و آن حالت و صفا باعث معرفتى ديگر سواى معرفت اوّل مىشود. و همچنين قوّت مىگيرد ايمان آدمى به معرفت و[٩] عبادت تا به نهايت برسد[١٠] و از تعب و مشقّت خلاص شود و در آرامگاه امن و راحت قرار گيرد[١١] در حالتى[١٢] كه به عين اليقين رسيده باشد. و مثل اين چنين كس[١٣] مثل كسى است كه به نور چراغ در تاريكى مىرود پس هر قطعه از راه كه به نور چراغ روشن شد[١٤] در آن مىرود و اين رفتن سبب روشنى قطعه ديگر از راه مىشود.
[١] -a s - و.
[٢] - به/s a بر.
[٣] -a + و.
[٤] - با اندكى اختلاف در منية المريد: ١٨٢. معدن الجواهر: ٢٦.
[٥] -a - فرمودهاند.
[٦] - المحاسن ١: ١٩٨ ح ٢٥. الكافي ١: ٤٤ ح ٢. أمالي الصدوق: ٥٠٧ ح ١٩. مشكاة الأنوار: ٢٣٦.
[٧] -s - و.
[٨] - صفايى غير از صفاى/a صفاتى غير از صفات.
[٩] -a - و.
[١٠] - برسد/s رسد.-a .
[١١] -a + و.
[١٢] - حالتى/s حالى.
[١٣] - كس/s كسى.
[١٤] - شد/a شده.