ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٩٠ - فصل خالى بودن از موانع فهم
ندارد و نصيب هر بندهاى از آن به قدرى است كه روزى آن شده، و هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در قرآن موجود است.
فصل [خالى بودن از موانع فهم]
و از جمله امور باطنى خالى بودن[١] از موانع فهم است، از براى آنكه بيشتر مردم ممنوع شدهاند از[٢] فهم]m .b ٤١١[ معناهاى قرآن از راه سببها[٣] و حجابهايى كه شيطان بر دلهاى ايشان آويخته و عجايب قرآن از ايشان پنهان شده.
حضرت پيغمبر ٦ فرمودند: اگر شيطانها را راهى بر دلهاى فرزند آدم نمىبود هرآينه ملاحظه باطن عالم را مىنمودند.
و معانى قرآن از امور باطنى است از براى آنكه به نور باطن ديده مىشود نه به نور حواسّ ظاهرى. و آنچه مانع فهم است چهار چيز است:
اوّل: آنكه همّت مصروف به تحقيق حروف باشد به اينكه آنها را از مخرج بگويد.
و متولّى حفظ اين شيطانى است كه به قرآن موكّل شده تا مردم را از فهميدن معناى كلام خدا بگرداند و هميشه ايشان را بر تكرار حروف مىدارد و به خيال مىاندازد كه اين حرف از مخرج بيرون نيامده! و اين چنين كسى تأمّلش مقصور بر[٤] مخارج حروف است و[٥] با اين حالت[٦] چون تواند شد كه معانى از براى او ظاهر شود! و هر كسى كه به مثل اين تلبيس فرمانبردار شيطان شود بيشتر مضحكه آن شده خواهد بود.
دوم: آن است كه مقلّد مذهبى باشد كه به تقليد شنيده و بر آن منجمد شده و در طبع او تعصّب آن مذهب جاى گرفته به محض[٧] متابعت آنچه شنيده بىآنكه به بصيرت و
[١] -s + دل.
[٢] - از/a و.s در.
[٣] - سببها/a سببهاى.
[٤] -a s - بر.
[٥] -s a - و.
[٦] -s a + و.
[٧] -a + به.