ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٦٢٣
مىخوانم و طلب زيادتى نعمت مىكنم و تهيّه نمىگيرم آنچه را مُشرف بر آن شدهام[١] از عذاب تو و دور مىشمارم زيادتى نعمت تو را و خشمآلودم از روزىِ كم و توقّع احسانها دارم با عملى كه فاجران كنند مانند توقّع رحمتى كه نيكوكاران به عملهاى خوب خود[٢] مىدارند، در حالتى كه سعى مىكنم و آرزوهاى[٣] چيزهاى عظيم مىنمايم مانند كسى كه اعتماد بر محبّت تو كرده باشد و ايمن باشد از قصاص جرمها.
پس إنّا لِلّه وإنّا إليه راجعون، اين مصيبتى است كه سختى آن عظيم است و عقاب آن بزرگ است، بلكه اگر آرزوهاى من و وعده عفو تو از تقصيرات من نمىبود چون امّيد مىداشتم به دستگيرى تو و حال آنكه فاش در برابر تو گناهان كبيره كردهام و از كمترين خَلق تو پنهان داشتهام و هيچ ملاحظه تو را نكردم در حالتى كه تو با منى و هيچ رعايت حرمت پردهپوشىِ تو را ننمودهام[٤]، آيا به چه روى به تو برخورم و به چه زبانى با تو مناجات كنم؟ و حال آنكه نقض كردهام عهدها و قسمها را بعد از آنى كه آنها را مؤكّد ساختهام و تو را ضامن خود كردهام. و بعد از اين در حالتى كه در گناهان فرو رفتهام تو را خواندهام، پس اجابت من كردهاى ومرا به خود خواندهاى و حال آنكه من به تو محتاجم، پس اجابت تو را نكردهام. پس واى بر بدى و زشتى كردار من، اين چه جرأت است كه من كردهام وچه فريب است كه خود را به اين فريب دادهام!
خداوندا! منزّهى تو، پس به تو تقرّب به تو[٥] مىجويم و به حقّ تو قسم به تو[٦] مىدهم و از تو به سوى تو مىگريزم. در وقت معصيتْ خفّت به خود رسانيدهام نه به تو. و به جهل خود فريفته شدهام نه[٧] به حلم تو. و حقّ خود را ضايع ساختهام نه عظيم حقّ تو را. و به خود ستم كردهام و به رحمت تو امّيدوارم و به تو ايمان آوردهام و
[١] - شدهام/a m نشدهام!
[٢] -a s - خود.
[٣] - آرزوهاى/a s آرزوى.
[٤] - ننمودهام/a s ننمودم.
[٥]- ٦.a s - به تو.
[٦]- ٦.a s - به تو.
[٧] -a - نه.