ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٧٣ - فصل در اينكه منشا حسد حب دنياست
دارد ديگرى داشته باشد منصب رياستْ مخصوص او نخواهد بود. و يا از براى سببهاى مذكوره نيست بلكه به سبب خسّت نفس و بخل آن باشد به اينكه خيرى[١] به بندگان خداى عزّ وجلّ نرسد اگرچه آن نعمت به خودش منتقل نشود.
و بسيار مىباشد كه تمامى اين اسباب يا بسيارى از آنها در يك كس يافت مىشود، پس حسدش عظيم مىشود و قوّت مىگيرد قوّت گرفتنى[٢] كه قادر بر پنهان داشتن حسد نمىباشد و نمىتواند كه با صاحب نعمت خوش سلوك باشد، بلكه پرده حُسن معاشرت را دريده رو به رو اظهار عداوت مىكند.
فصل [در اينكه منشا حسد حب دنياست]
بدان كه ازدياد اين سببها به سبب ازدياد روابط مىباشد و هرگاه در ميان جمعى به سبب ربطها اجتماعى در مجالس رو دهد و بر[٣] غرضهايى[٤] كه داشته باشند تزاحم نمايند و يكى در آن ميان مخالفت نمايد با ديگرى در غرضى از غرضها طبعِ آن ديگر از آن متنفّر شده دشمنش مىدارد و كينه او را در دل مىگيرد و در آن هنگام مىخواهد كه او را حقير بشمرد و تكبّر بر آن بنمايد و انتقام از وى بكشد به سبب آنكه مخالفت غرض آن سلوك نموده و كراهت مىدارد از نعمتى كه آن كس را به مطالبى كه دارد مىرساند. و[٥] حسد در ميان دو كس كه در دو شهر دور از هم مىباشند[٦] متحقّق نمىشود، بلى اگر مجاورت نمايند در مسكنى يا بازارى يا مسجدى يا مدرسهاى و تزاحم نمايند[٧] در مطالبى كه غرضهاى ايشان مخالف يكديگر باشد از آن مخالفتْ كراهت و عداوت به هم مىرسد و باقى اسباب از اين راه پيدا مىشود.
[١] - خيرى/a چيزى.
[٢] - گرفتنى/s گرفتگى.
[٣] - بر/a s در.
[٤] - غرضهايى/a s غرضها.
[٥] -s - و.
[٦] - مىباشند/s m مىباشد.
[٧] -a + و.