ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٠٥ - فصل در اينكه در آفرينش آدمى چهار چيز مخلوط شده
پوست آدمى خوك و سگ و شيطان و حكيم است.
امّا خوك عبارت است از شهوت چرا كه مذمّت خوك نه از راه رنگ و شكل و صورت اوست بلكه از آن راه است كه اخذ نصيب خود مىنمايد و طمع در نصيب غير مىكند و بسيار مىخورد و سير نمىشود و حرص بىاندازه بر چيزها مىدارد.
و سگ عبارت است از غضب چرا كه بدى حيوانات درنده يا[١] سگ گزنده نه به اعتبار صورت و رنگ و شكل است بلكه روح[٢] معناى درندگى از جا برآمدن و زيادتى كردن و گزيدن است. و در باطن آدمى طَيش حيوانات[٣] درنده و غضب آن و حرص خوك و زيادتى شهوت آن موجود است. و خوك از راه حرص دعوت مىكند به امرهاى شنيع و قبيح و حيوان درنده از راه غضب دعوت مىكند به ظلم و آزار رسانيدن.
و شيطان هميشه شهوت خوكى و خشم حيوان درنده را در آدمى برمىانگيزد و هريك از اين دو را بر ديگرى مسلّط مىگرداند و در نظر هريك خوشآينده مىسازد آن خلقى را كه بر آن آفريده شدهاند.
و حكيمى كه نمونه عقل است مأمور است كه حيله شيطان و[٤] مكر آن[٥] را دفع كند به اينكه ظاهر سازد به بينايى رسا و نور درخشان واضحى كه او را هست از براى آدمى آنچه را شيطان بر آن پنهان[٦] ساخته. و مأمور است كه بشكند حرص اين خوك را به مسلّط ساختن سگ را بر آن چرا كه به غضب تندىِ شهوت شكسته مىشود. و مأمور است كه دفع كند تندى سگيّت را به مسلّط]m .a ٦٢[ گردانيدن خوك را بر آن و
[١] - يا/s a با.
[٢] -a - روح.
[٣] - حيوانات/s حيوان.
[٤] -s - و.
[٥] - مكر آن/s a ديگران.
[٦] - پنهان/a پنهانى.