ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ١٨٦ - فصل در ريا در عبادت
مردم را تسخير نموده در ندادن و دادن. و بداند[١] كه مردم در اين امر اختيارى ندارند.
و بداند كه روزى دهندهاى نيست به غير[٢] خداى تعالى. و هركه طمع به مردم مىدارد خالى از خوارى و خسّت نمىباشد و اگر به مطلب برسد خالى از منّت و خفّت[٣] نمىباشد. و هرگاه كسى در خاطر خود آفت اين سببها و ضرر آنها را جاى دهد رغبت او سست شده، دلِ او متوجّه خداى عزّ وجلّ مىشود.
و[٤] كافى است در علاج ريا آنكه اگر مردم بدانند آنچه در دل اوست از قصد ريا و اظهار اخلاص البته او را دشمن خواهند داشت و به زودى خداى تعالى باطن او را بر مردم ظاهر مىگرداند تا او را دشمن دارند. و اگر اخلاص بورزد از براى خدا البته خدا اخلاص او را بر[٥] مردم ظاهر مى سازد و ايشان را دوست او مىگرداند و همگى را فرمانبردار او مىكند و زبان ايشان را به مدح و ثناى او مىگشايد با آنكه كمالى در مدح ايشان و نقصانى در مذمّت ايشان متصوّر نيست.
و نيز سزاوار آن است كه خود را عادت دهد به[٦] پنهان داشتن عبادات و درهاى ظهور آنها را بر مردم ببندد- چنانچه در امور قبيحه راههاى ظاهر شدن آنها را مىبندد- تا آنكه قناعت كند به علم و اطّلاع خداى عزّ وجلّ بر عبادت[٧]. و دل او رغبت بر علم غير خداى تعالى نكند. و اين كار اگرچه در ابتداى مجاهده دشوار مىباشد ليكن هرگاه مدّتى بر آن به تكلّف صبر كند گرانىِ آن ساقط مىشود و بر آن آسان مىگردد به سبب الطاف الهى كه پى در پى به او مىرسد و مددى كه بندگان خود را مىكند از حسن توفيق و تأييد. و هر نعمتى كه خداى عزّ وجلّ به[٨] بندگان عطا مىكند تغيير او را
[١] - بداند/s بدانى.
[٢] -a s + از.
[٣] - خفّت/s ضنّت.
[٤] -a - و.
[٥] - بر/m به.
[٦] - به/a بر.
[٧] -s a + او.
[٨] -s - به.