ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٩٢ - فصل تخصيص
صاحبان عقلها. و هركه متاع فريب دنيا را اختيار كند بر نعمتهاى آخرت از صاحبان عقل نيست و از براى اين است كه اسرار قرآن بر وى منكشف نمىشود.
چهارم: آن است كه تفسير ظاهرى را خوانده و اعتقاد نموده كه كلمات قرآن معنايى به غير آنچه نقل شده ندارد و آنچه منقول نباشد تفسير به رأى است و هركه تفسير به رأى كند در جهنّم جاى خواهد گرفت. و اين چنين كسى معناى تفسير[١] به رأى را نفهميده و]m .a ٥١١[ معناى كلام حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه[٢] را نفهميده كه فرموده[٣]: مگر آنكه خداى عزّ وجلّ عطا نموده باشد به بنده فهم قرآن را. و اگر چنانچه معناى قرآن منحصر در آن مىبود كه نقل شده نبايست كه مردم در آن[٤] خلافى بكنند.
فصل [تخصيص]
و از جمله امور باطنى تخصيص[٥] است. و آن عبارت است از آنكه فرض كند كه اوست مقصود از هر خطابى در قرآن. و هرگاه امرى يا نهيى بشنود[٦] تقدير كند كه اوست مأمور و منهى. و هرگاه وعدهاى به بهشت و تهديدى به جهنّم بشنود نيز آن را با خود داند. و هرگاه قصّههاى اوّلين را بشنود بداند كه مقصود حكايت خواندن نيست بلكه مقصود عبرت گرفتن است و اخذ آنچه به آن احتياج باشد. و هيچ قصّهاى در قرآن نيست مگر آنكه ذكر آن در حقّ پيغمبر و امّت او از براى فايدهاى است و از براى اين است كه خداى تعالى فرموده[٧]: «ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ»[٨] يعنى از قصّه پيغمبران بر تو مىخوانيم چيزى را كه به سببِ آن دل تو ثابت و محكم گردد.
[١] - تفسير/s a غير!
[٢] -a s - عليه.
[٣] - فرموده/s a فرمودند.
[٤] -s - مىبود كه نقل ... آن.
[٥] - تخصيص/m تخصّص.
[٦] - بشنود/a s بشود.
[٧] -s + كه.
[٨] - هود: ١٢٠.