ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٦١ - فصل در عدم جواز رؤيت خدا با چشم
بكشاند- همچنين جايز است رؤيت حقّ در دنيا به اين معنا كه گفته شد.
وحجابى ميان خدا وخلق نيست مگر جهل وقلّت معرفت نه آنكه جسدى حاجب شود؛ زيرا كه اولياى خدا مشاهده او را در دنيا در جميع احوال و اوضاع در شب و روز مىكنند، چنانچه فرموده: «وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ»[١] يعنى آنهايى كه حاضرند هميشه در نزد خدا.
و فرموده: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ»[٢] يعنى گواهى مىدهد خداى عزّ وجلّ آنكه خدايى نيست مگر يكى و ملائكه و صاحبان علم نيز شهادت مىدهند.
و نيز فرموده: «إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»[٣] يعنى مگر كسى كه شهادت به خدا مىدهد و ايشان دانايانند. و آن جماعت را شهدا ناميده از براى آنكه مشاهده خدا در جميع احوال مىكنند، چنانچه در آيه ديگر فرموده: «فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ»[٤] يعنى به هر طرف كه رو كنيد خداى عزّ وجلّ در آنجاست و رو به او كرده خواهيد بود.
و فرموه: «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ»[٥] يعنى خداى عزّ وجلّ اوّل و آخر و ظاهر و باطن است. پس موصوف به ظاهر شده.
و نيز فرموده: «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ»[٦] يعنى هيچ سه كس نمىباشند كه با يكديگر راز گويند مگر آنكه خداى عزّ وجلّ چهارم ايشان است و[٧] پنج[٨] كس نمىباشد[٩] مگر آنكه خدا ششم
[١] - حديد: ١٩.
[٢] - آل عمران: ١٨.
[٣] - زخرف: ٨٦.
[٤] - بقره: ١١٥.
[٥] - حديد: ٣.
[٦] - مجادله: ٧.
[٧] -a + هيچ.
[٨] -s - پنج.
[٩] - نمىباشد/a s نمىباشند.