ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣١٥ - فصل در اينكه شكر نعمت الهى است
انعام كرده حقّى باشد اداى آن حقّ را بنمايد. و از جمله شكرگزارى قول خداى عزّ وجلّ است: «سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ»[١] كه در حالت سوارى بايد گفت. و قول خداى عزّ وجلّ است: «رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ»[٢] كه در حالت فرود آمدن به منزل بايد گفت. و قول خداى عزّ وجلّ: «رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً»[٣] كه در حالت دخول در امرى و خروج از آن بايد گفت[٤].
و روايت است از آن حضرت كه: هرگاه امرى بر حضرت پيغمبر ٦ وارد مىشد كه خوشحال مىگرديد مىگفت: «الحمد لِلّه على هذه النعمة». و هرگاه امرى بر آن وارد مىشد كه غمگين مىگرديد مىگفت: «الحمد لِلّه على كلّ حال»[٥].
و از حضرت امام محمّد باقر ٧ مروى است كه فرمودند: هرگاه]m .a ٣٧[ احدى از شما ياد كند نعمت خدا را بايد كه گونه خود را بر خاك گذارد از براى شكر خداكردن و اگر سواره باشد فرود آيد و گونه خود را بر خاك گذارد، و اگر نتواند كه[٦] فرود آيد از ترس شهرت[٧] ميان مردم گونه خود را بر چوب مايلى كه در زين[٨] مىباشد بگذارد و اگر نتواند كرد[٩] گونه را بر كف دست گذارد و شكر خداى عزّ وجلّ را بر آنچه انعام به وى كرده بجاى آورد[١٠].
فصل [در اينكه شكر نعمت الهى است]
بدان كه هيچ احدى به حقيقت شكر نمىرسد مگر به آنكه بداند كه همه نعمتها از
[١] - زخرف: ١٣.
[٢] - مؤمنون: ٢٩.
[٣] - اسراء: ٨٠.
[٤] - الكافي ٢: ٩٥ ح ١٢.
[٥] - الكافي ٢: ٩٧ ح ١٩. مشكاة الأنوار: ٧٠.
[٦] -s a - كه.
[٧] -a s + در.
[٨] - زين/s a زمين!
[٩] -a - كرد.
[١٠] - الكافي ٢: ٩٨ ح ٢٥ از امام صادق ٧.