ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٤٩٤ - فصل تأثر
و هرگاه مقصود به خطاب در قرآن يك يك از مردمان باشد و اين شخصِ قارى يكى از ايشان است و تفاوتى نيست ميان او و ساير مردم، پس بايد فرض كند كه اوست مقصود از هر خطابى.
و بعضى از حكما فرمودهاند: اين قرآن[١] رسالهها و نوشتههاست از جانب خداى عزّ وجلّ متضمّن عهدهاى الهى، و به سوى ما آمده تا آنكه در نمازها تأمّل در آن بكنيم و در خلوتها در آن ايستادگى بنماييم و در طاعتها آنها را جارى سازيم به اينكه متابعت سنّتها بكنيم.
فصل [تأثّر]
و از جمله امور باطنى متأثّر شدن است. و آن[٢] عبارت از اين است كه دل او متأثّر شود به اثرهاى مختلف از راه اختلاف]m .b ٥١١[ آيهها تا آنكه او را از هر فهميدنى حالتى و نشاطى و ترسى حاصل شود و دل او متّصف شود به اندوه و ترس و امّيد و غير اينها. و هرچند معرفت تمامتر باشد ترس خدا در غالب احوال بر قلب مستولى خواهد بود از براى آنكه در آيههاى قرآن غالب آن است كه كار را تنگ گرفتهاند.
نمىبينى كه هيچ آيهاى در قرآن نيست كه متضمّن ذكر آمرزش و رحمت باشد مگر آنكه ضَمّ شده به آن شرطى چند كه عارف از رسيدن به آن قاصر است، مثل آيه: «وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ» يعنى به درستى كه من آمرزندهام[٣]. و بعد از آن[٤] در عقب اين چهار شرط ذكر شده كه: «لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى»[٥] يعنى مىآمرزم كسى را كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل خوب بكند و بعد از آن مهتدى به حقّ شود.
و مثل آيه: «وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا
[١] -s + و!
[٢] - آن/a اين.
[٣] - آمرزندهام/a آمرزيدهام.
[٤] -a - بعد از آن.
[٥] - طه: ٨٢.