ترجمة الحقائق فيض كاشانى - كاشانى، محمد بن شاه مرتضي - الصفحة ٣٣٦ - فصل در خائفين
و در روايتى ديگر فرمودند: گويا آواز آتش جهنّم در گوشهاى آنها بود. و هرگاه در نزد ايشان نام خدا برده مىشد مىجنبيدند چنانچه درخت مىجنبد[١] از بادهاى سخت[٢]، گمان مىبردى كه آن جماعت شبها را به غفلت گذرانيدهاند كه اين مقدار خوف داشتند.
بعد از آن امام محمّد باقر ٧ فرمودند كه: حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه [عليه][٣] را بعد از اين حكايت ديگر كسى خندان نديد تا وفات نمودند[٤].
و امّا خوف ملائكه و انبيا و اوليا و ائمّه هُدى مانند خوف جبرئيل و ميكائيل و پيغمبر ما[٥] و حضرت ابراهيم و داود و يحيى و امام زين العابدين[٦] و غير اينها را ارباب حديث در كتابها ذكر كردهاند. و هركه خواسته باشد رجوع به آنها كند كه اين كتاب گنجايش ذكر آنها را ندارد از راه طولى كه دارند.
فصل [در خائفين]
بدان كه خوف متحقّق نمىشود مگر به انتظار مكروهى. و مكروه يا به حسب ذات مكروه است مانند آتش، و يا مكروه است از آن راه[٧] كه منجر به مكروهى (مىشود، چنانچه معصيتها مكروه است از آن جهت كه منجر به مكروهى)[٨] در آخرت مىشود.
و ناچار است از براى هر خايفى كه يكى از اين دو قسم را در نظر داشته باشد و انتظار آن مكروه در دل او قوى گردد تا آنكه به خاطر آوردنِ آن مكروه دل او در سوزش باشد.
[١] - مىجنبد/s a مىجنبيد.
[٢] -a + كه.
[٣] - سلام اللَّه[ عليه]/s a ٧.
[٤] - الكافي ٢: ٢٣٦ ح ٢٢.
[٥] -a + ٦.
[٦] -a s + :.
[٧] - راه/s جهت.
[٨] - ميان پرانتز ازs افتاده است.